دانلود رمان قبله گاه شیطان از آرمیتا فسایی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۳۱۲۰
خلاصه رمان:
من گلبرگم، شب زایمانم از خونهی شوهرم فرار کردم چون میخواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمه شب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوش قد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته ولی …
قسمتی از داستان قبله گاه شیطان :
نفس هایش کشدار و تکه تکه به گوش خودش میرسید. قلبش بی امان کوبیده میشد و جگرش در حال سوختن بود. یکی به دو کردن با خودش را بعد از کلی کلنجار رفتن کنار بعد از کلی کلنجار رفتن گذاشت و به سرعت اسپری قرمز رنگ و کوچکش را چنگ زد. به محض اینکه چرخید بی آنکه
لحظه ای مکث کند، جیغی کشید و نیم بیشتری از محتویات اسپری را روی چشمان شخص بخت برگشته مقابلش خالی کرد و فریاد زد. -منحرف خیابونی.. اما هنوز جمله اش تکمیل نشده بود که صدای ناله آشنایی بلند شد و پشت بندش رادمهر با حالی خراب و چشمانی به حالی خرابی و سرخی لبو
روی زمین افتاد. -آخ دختر چته؟ منحرف خیابونی کدوم خریه بابا کورم کردی. شیاری از بهت و ناباوری میان لب های گلبرگ به وجود آمد. اسپری مانند صابون از دستش سر خورد و با صدای تق کوچکی روی زمین افتاد. همین را کم داشت… لب زیرینش را به دهان کشید و دستش را روی لبهایش قرار
داد. -وای خاک بر سرم آقا رادمهر شمایید؟ رادمهر اما با عصبانیت آستین لباسش را پشت پلکهایش کشید و غرید: نه زن عباس قصابم اومدم ببینم یخ دارید؟ گلبرگ به سختی خنده اش را مهار کرد و مجدد پرسید: یخ؟ یخ برای چی می خوایید خانم محترم؟ رادمهر با همان چشمان سرخ نگاهش کرد …