دانلود رمان بهانه از نیلوفر پورحسین کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۱۳۵۳
خلاصه رمان:
در مورد دختری به اسم بهانه که مدرس زبان در آموزشگاه هستش و به طور اتفاقی مترجم یک شرکت میشه و با مردی به اسم سپهبد شمسایی آشنا میشه و همین آشناییت باعث اتفاقاتی در زندگی بهانه میشه و….
قسمتی از داستان بهانه :
روی نیمکت کمی جا به جا شدم و پای شکسته ام را روی عصایم گذاشتم تا کمی بالا بیاید گودی در محوطهی مقابلم بازی میکرد و هر چند لحظه یک بار بر میگشت کنار پایم. انگار خسته شده بود که با گرمای تنم چرتش میگرفت. صدای مهدیار باز بالا رفت: هو بونه، مثلن اومدیم تو هوا
بخوریا! بعد من و مهشید داریم بدمینتون بازی میکنیم بلند شو یکم قدم بزن! در آن سرما سعی کردم کمی دست گچ گرفته ام را در آغوش بکشم، هوا سوز عجیبی داشت که برایم بی اندازه لذت بخش بود نفس عمیقی کشیدم و با لبخند گفتم: من دارم هوا میخورم. همین که شما دو تا نمیتونید
دو دیقه توپو نندازید موجبات خندهی من رو فراهم میکنه پسر، بهم حسابی خوش میگذره! قیافه اش را کج و کوله و گمشویی بارم کرد و دستهی بدمینتون رو روی زمین رها کرد و گفت: بیخیال مهشید من این ورزشهای راحت و بدون فشار رو دوست ندارم. سوسول بازیا چیه؟ مضحکهی این
دختره شدم! با این حرف آمد و کنارم روی نیمکت نشست. من و مهشید هردو خندیدیم، آخر او گفت: آره بابا بعد تاریکه دستمونم که یخ کرده، فایده نداره! با دست سالمم فلاسک را از داخل کولهام در آوردم و به طرف مهشید گرفتم. بعد گودی را روی پایم گذاشتم و همانطور که نوازشش میکردم …