دانلود رمان چتر خیس از مریم سلطانی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۳۹۹
خلاصه رمان:
تاثیر بعضیا تو زندگی ادم، بیشتر از یه اسمه، بیشتر از مدت حضورشونه انقدر زیاد که یه روز به خودت میای و میبینی، همه فکر و ذکرت شده یه نفر! شاید اون یه نفر هیچوقت نفهمه که باعث چی شده تو زندگیت، اما تو که میدونی اون یه نفر، تنها دلیل تنهایی هات بوده وتو، خیلی وقت ها توی همه تنهایی هات به اون پناه بردی؛ ارزو دادی، خاطره گرفتی!
قسمتی از داستان چتر خیس :
آن روز را تا آخر شب باهم بودیم. عسل با اصرار شیما شب را پیش او ماند تا شود. به اصرارش برای ماندن جوابی ندادم. ساعتی کمی از یازده گذشته بود که شیما و سامان به اصرار مرا رساندند. سامان که ماشین را مقابل خانه پارک کرد با خنده دست شیما را که خسته و خواب آلود بود فشردم و
گفتم میدونم خسته ای ولی باهاش صحبت کن هر طور شده از خر شیطون پیاده شه.. گند نزنه به زندگیش.. سری تکان داد: خودتم خوب میدونی که خیلی کله شق تر از این حرف هاست و تلاش ماهم بی خودیه… عسل خیلی وقته که تصمیمش و گرفته… با افسوس سرس تکان دادم و با گفتن
چی بگم خداحافظی کردم و پیاده شدم… سامان به دنبالم از ماشین بیرون آمد و با نگاهی به نمای بیرونی خانه مقابلم ایستاد و با مکث کوتاهی پرسید: اینجا که مشکلی نداری..؟ لبخندی به چهره ای مهربان و برادرانه اش زدم: تازه یک روزه که مستقر شدم و از صبحم بیرونم.. سری تکان داد: دوست
دارم اگه مشکلی بود خبرم کنی.. نگاهم ناخودآگاه به پنجرهی اتاق سام و پرده ای که به نظرم کمی تکان خورد افتاد. در جوابش لبخندی زدم: مرسی تو همیشه خوبی.. کلیدش را در دستش تابی داد: پس خیالم راحت..؟ خندیدم: مطمئن باش.. سری تکان داد و نفسش را به تندی بیرون داد بهتره دیگه بری …