دانلود رمان در دست تعمیر از هانیه عصمتی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی
تعداد صفحات : ۳۳۵۸
خلاصه رمان:
همه چیز از یه تصادف شروع میشه. یک طرف تسنیم، راننده ماشینه و طرف دیگه، مردی که حافظش رو از دست داده. مرد مرموزی که دو ماه توی کما بود، اما هیچکس سراغش نیومد. وقتی به هوش میاد، اسمش میشه سینا. به ناچار همخونهی تسنیم و خانوادش میشه تا از روی وسایلی که شب تصادف همراهش بوده، هویتش رو پیدا کنه. توی اولین قدم، پاش به یه مهمونی عجیب باز میشه که سینا رو وارد یه بازی خطرناک میکنه. یه بازی پر از قربانی، پر از خون بازی! تسنیم هم یکی از اون قربانیهاست،سینا میتونه نجاتش بده؟
قسمتی از داستان در دست تعمیر :
چند لحظه ای طول میکشد تا سینا به خودش بیاید. باز نگاهش میرود سمت رو به رویش باز هم با انگشتانش روی فرمان ضرب میگیرد و باز هم با دندان میافتد به جان پوست لبش. دقیقه ای بعد، بی آن که به تسنیم نگاه کند، میگوید: تكليف منو روشن کن تسنیم میخوای خوب شی یا نه؟
تسنیم هیچ نمیگوید تنها خیره میشود به نیمرخ سینا و توی دلش زار میزند به حال خودش خوب شدن را که میخواهد قطعاً. میخواهد اما… -اگه میخوای خوب شی راهش همینیه که بهت گفتم. هر دفعه گفتم میای خونه من قرصتو میگیری میری، خلاص! تسنیم بی اراده و زیر لب زمزمه میکند:
-نمیخوام. سینا نگاهش میکند و صدایش بالا میرود بالا میرود: یعنی چی نمیخوام؟ مسخره شو در آوردی دیگه هی نمیخوام نمیخوام! تسنیم سر به زیر میاندازد. پلک هایش را محکم روی هم میفشارد و گوش هایش را با دستانش میپوشاند اعصابش آن قدر ضعیف شده که طاقت صدای
بلند سینا را ندارد. سینا اما این چیزها حالی اش نمیشود: با توام حرف بزن ببینم چته آخه؟ تسنیم که چیزی نمیگوید، صدایش بالاتر میرود: الوووو! ناگهان تسنیم به سمتش میچرخد و صدای او هم بالا میرود: نمیخوام ببینمت! سينا چند لحظه ای مات و با چشمانی گرد شده نگاهش میکند …