دانلود رمان دختری به نام مروارید از dorsaaaaa کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۳۴۳
خلاصه رمان:
داستان دربارهی یه دختره! یه دختر مغرور اما بازیگوش. با یه شغله هیجانی و پر خطر عاشقه شغلشه و به خاطر انتقام رو به این شغل آورده و اما همین شغلشه که باعث میشه وارد یک زندگی جدید شه!… شایدم عشق چیزی که ازش فراریه…
قسمتی از داستان دختری به نام مروارید :
صدای ایفون بلند شد.. صدف بود.. چه زود رسیدا.. دمه در منتظرش ایستادم تا برسه بالا.. از اسانسور که پیاده شد دوید طرفم و به شدت بغلم کرد و دوباره زار زد.. دستام دوطرفم باز مونده بود. سریع به خودم اومدم و منم در اغوشش گرفتم. الهی بمیرم چی شده که صدف این جوری زار میزنه؟
-صدف- جان اروم. تو رو خدا اروم باش… بیا تو… از خودم جداش کردم و بردمش داخله خونه و نشوندمش روی مبل.. سریع دویدم توی اشپزخونه و یک لیوان آب پرتقال براش اوردم. دو زانو نشستم جلوی پاش و لیوانو به سمته لباش بردم. سرشو عقب کشید. محکم گفتم: صدف به خدا اگه اینو
نخوری نه من نه تو.. طفلکی لیوانو گرفت و شروع کرد به خوردن. یه ذره که خورد گفت: دیگه نمیتونم. اخم کردم: تا آخرشو باید بخوری. به زور تا تهشو دادم خورد… اروم خوابوندمش روی مبل تا اروم شه. دستشو گرفتم توی دستم و با بغض گفتم: چی شده اخه؟ چی باعث شده این قدر به
هم بریزی عزیزم؟ اشکاش اروم اروم روی گونش سرخورد ولی دیگه هق هق نمیکرد اروم شروع کرد به صحبت کردن… -وقتی پدرو مادرمو از دست دادم عزممو جزم کردم تا توی یک دانشگاهه خوب قبول شم تا ارزوی پدرو مادرمو براورده کنم برای همین شب تا صبح درس میخوندم… هیچ جا نمی رفتم …