دانلود رمان آسمان خاکستری از نرجس معنوی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری، هیجانی
تعداد صفحات : 2531
خلاصه رمان:
آسمان دختر قوی و مستقل که به خاطر اصرار های پدرخوانده اش درگیر یه ازدواج اجباری با نیما دوست پدرش میشه و با هم قرار یه ازدواج صوری رو میزارن تقریبا همه چیز خوبه تا اینکه نیما شب عروسی با تجاوزی که خودش و دوستش به آسمان میکنند اونو به جای بدهی به شیخ سعید شیخ عرب توی انگلیس میفروشن …
قسمتی از داستان آسمان خاکستری:
برای بچه هام آغوش غریبه ها رو امن تر میبینم، تو رو خدا مراقب آسمانم باش، من دخترمم رو به خدا میسپارم، اون یک سال و بیست و دو روزشه، دوتا دندون درآورده و متولد بیستم مهر ماهه. من مادر بدی نیستم، این تنها لطفیه که میتونم به بچم کنم. خودم خواسته بودم که آتلیه و لوس
بازی نداشته باشیم، به نیما هم گفته بودم لازم نیست بیاد دنبالم و اونم از خدا خواسته قبول کرده بود. پشت BMW حاج نعمت که تا قبل از مرگ عزیز مال خودم بود نشستم و راهی ویلا باغ پدر نیما شدم تا با پای خودم، خودم رو درگیر یه بازی کنم که نمیدونستم تهش قراره به کجا ختم بشه.
اینکه چجوری رسیدم و در مقابل چشمان متعجب مهمون
ها خیلی عادی سر سفره عقد نشستم هم اصلا برام مهم نبود، فقط از یه جایی با سقلمهی نیما به پهلوم به خودم آمد و پرسشگرانه نگاش کردم؛ کجایی دختر؟ با چشم و ابرو به جمعیت منتظر اشاره کرد، حاج نعمت اخم کرده بود و حاج
همت پدر نیما رنگش پریده بود، انگار میترسید نه بگم و نگران آبروش بود، اگه بله رو نمیگفتم تا چند دیقه دیگه پس میافتاد. نگاهم را از جمعیت گرفتم و با صدای ضعیف و خش داری گفتم: بله. بی هیچ مقدمه ای و بدون اجازه گرفتن از کسی. بعد از مرگ عزیز برام هیچ مهم نبود، تنها کسی که …