دانلود رمان روح انگیز از فاطمه درخشانی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 2399
خلاصه رمان :
محبوبه دختر روستایی شر و شیطانی است که در جایی دور افتاده زندگی میکند، او برخلاف خانواده و فرهنگ سنتی که دارد بشدت بلند پرواز، مغرور و اعتماد به نفس کاذبی دارد. جوری که همه او را به عنوان گاو پیشانی سفید روستایشان میشناسند و هیچ مردی حاضر نیست با او ازدواج کند. دست بر قضا سرنوشت، یک جوان امروزی، به نام بهروز را سر راهش قرار میدهد، که او هم هدفی جز سو استفاده از محبوبه ندارد و بعد از مدتی او را تنها میگذارد و از آن ابادی میرود بعد از رفتن بهروز، محبوبه میماند و…
قسمتی از داستان روح انگیز:
مثل ادمی که تیرش به سنگ خورده باشه اه عمیقی کشید و قابلمه توی دستش رو گذاشت توی ظرف های شسته و بعد هم تشت لباس ها رو از اب پر کرد و کمی پودر رخت شویی که ما بهش تاید میگفتیم توش ریخت و مشغول چنگ زدن لباس ها شد، سرگرم کار بودیم که یکی از اون آدم هایی که
برای ساختن جاده به آبادی پایین اومده بودن و اهالی بهش مهندس میگفتن نزدیک اب شد. همه زن ها به محض نزدیک شدنش دست از کار کشیدن و حجاب های شل شده اشون رو سفت تر کردن و برای اینکه جلب توجه نکنن و نگاه نامحرم رو بقول زن دایی به خودشون جلب نکنن سر به زیر سر
جاشون نشستن البته همه جز محبوبه که با دیدن اون آدم شروع کرد به بلند بلند خندیدن، جوری که دوستش نیشگونی از بازوش گرفت تا آروم بشه اما اون اصلا قصد اروم شدن نداشت و بلاخره اون مرد جوون که قیافه نسبتا خوبی داشت و حسابی هم خوش تیپ بود برای چند ثانیه میخ طنازی
محبوبه شد و بعد هم با صدای سرفه مصلحتی یکی از زنها از محبوبه دل کند و بالاجبار رفت. ماهرخ بعد رفتنش حق به جانب نگاه من کرد و گفت: حالا دیدی من درست گفتم این دختره از بیخ و بن مشکل داره و همه اش فکر و ذکرش اینه که مردها رو به خودش جلب کنه و براشون دلبری کنه با اخم …