دانلود رمان فرار ماه از آران کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۶۲۳
خلاصه رمان:
داستان زندگی دختره ماه رو به نمایش میزاره. مَهان دختری که برای تعطیلات از فرانسه به ایران اومده. توی فرودگاه چمدونش گم میشه، چمدونش دست پسری میوفته که… یه مهمونی… مهمونی که چرخش عادی زندگی مهان رو غیر عادی میکنه. فکر میکنید ماه ما چجوری فرار میکنه؟ از آتش داغ وسط پاییز… از دوستی که خلافکار بوده…
قسمتی از داستان فرار ماه :
از خواب بلند شدم. با نشستنم روی تخت یاد اتفاقات یک هفتهی پیش افتادم. دست خودم نیست هر وقت که صبح میشه یادش میفتم. یاد اون قرارداد نفرت انگیز یاد اون بغض مسخره آمیزم اما برام جالبه که توی این یک هفته دیمن هیچ کاری انجام نداد. یعنی هیچ کمک خاصی به من نکرده پوفی
کشیدم. به طرف دستشویی رفتم و بعد انجام کارم بیرون اومدم. لباس خوابم رو با یه آستین کوتاه و شلوار معمولی طوسی رنگ عوض کردم. دستی به موهام کشیدم و از اتاق بیرون رفتم. خونه ساکت بود. معلوم بود بچه ها هنوز خوابن دکمهی قهوه ساز رو زدم بعد ده دقيقه قهوهی آمادم رو توی
ماگ مشکی رنگم ریختم و به طرف بالکن رفتم. با نزدیک شدنم به بالکن صدای مکالمهی دیمن رو شنیدم. کمی جلوتر رفتم. از پشت در باز شیشه ای بالکن دیمن رو با یه پلیور سورمه ای رنگ دست به جیب که داشت با تلفن حرف میزد دیدم. دیمن: من نمیدونم با تو چیکار کنم الان تو با این
راهکارهای مسخرت به نظرت میتونی به من کمک کنی؟ +… دیمن: گوشی رو بده به اون. +… دیمن: یعنی چی؟ من باید الان چیکار کنم؟ یک هفته گذشته… بیشتر از این طولش بدم مشکوک میشه. +… دیمن: بهش بگو اگه من دخالت نکنم تو تا الان زنده نبودی. +… دیمن: خیل خب… با صدای صبح بخیر کارن …