دانلود رمان سایه های مست از فاطمه اصغری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی
تعداد صفحات : ۹۹۱
خلاصه رمان:
سایه، به صورت اتفاقی شاهد قتل یک دختر جوون میشه. میخواد خودش رو بیتفاوت نشون بده و از خطر دور بمونه اما طاقت نمیاره و به ادارهی پلیس میره تا دیدههاشو گزارش بده. غافل از اینکه چیز مهمی رو پیش قاتل جا گذاشته؛ نشونهای که مثل یه آدرس دقیق، قاتل رو بهش میرسونه …
قسمتی از داستان سایه های مست :
سه روز گذشته بود و من به طرز عجیبی منتظر گذر چند ساعت باقی مانده تا فردا و دیدن یاشام بودم. به بودنش عادت کرده بودم؛ به این که هر چند روز یک بار او را ببینم؛ گاهی با هم بحث و دعوا کنیم، گاهی درد و دل انرژی مثبتی که از حضور او میگرفتم انکارناپذیر بود. فاصلهی میان این
دیدارها اینبار به درازا کشیده بود چند روز اول من سرسنگین بودم و بعد او شاکی از رفتار من بايكوتم کرده بود. چشمم به عقربه ها بود تا امروز هم بگذرد و هفت صبح جمعه از راه برسد. بخاطر این دیدار باز به مامان دروغ گفته بودم. خیال میکرد با یک گروه همراهیم. چیزی از تیم دو نفره مان بودم.
عذاب وجدان این دروغ را هم باید به دوش میکشیدم تا خودم را از بازخواست و سرزنش های احتمالی دور کنم. برای این گردش و دیدار زیاده از حد اشتیاق داشتم. میدانست همهاش عادت نیست حسی در من شکل گرفته که هنوز قادر نبودم اسمی روی آن بگذارم کفه های ترازویم به اعتدال
نمیرسیدند. گاهی عقل سنگینی میکرد و گاه دل عقلم مدام نهیب میزد هر چه باشد یاشام هم یک مرد است و باید تا میتوانم از او فاصله بگیرم دلم میگفت بمانم و ببینم این که کسی فقط به من توجه کند چه طعمی دارد؛ همانطور که محمد به شقایق توجه میکند. همانطور که حمیدرضا مانیا را میبیند …