کتاب رمان برایت میمیرم (جلد اول) اثر لیندا هوارد لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها
بلر مالوری، صاحب یک باشگاه ورزشیه که خیلی تو کارش موفقه. تا این که یه روزی شاهد قتل یکی از اعضا باشگاهش میشه، که کلی براش دردسر درست کرده بود. و موضوع اینه که اون کسی که به قتل رسیده همش ادای بلر رو در میآورده و مثل اون لباس میپوشیده، برا همین امکان داره که…
تکه ای از داستان برایت میمیرم
کلی حرف گوش کن شده بودم و وقتی افسر ویسکوسای برگشت داخل یه و نگاه تند و تیز بهم انداخت، هنوزم از جام تکون نخورده بودم. یه کم جا خوردم. الان که وقت چشم چرانی نبود، میدونین که؟ مودبانه گفت: خانوم، دوست دارین که بشینین؟ منم به همون مودبانهگی جوابش رو دادم: بله، حتما. و روی یکی از صندلیهای بازدید کنندهها نشستم. مونده بودم که بیرون چه اتفاقی داره میوفته. چقدر دیگه طول میکشه تا همه چی تموم شه؟ بعد از چند دقیقه، ماشینهای بیشتری با اژیر روشن وارد اونجا شدن. پارکینگم داشت شبیه انجمن پلیسها میشد. خدای بزرگ، ۴ تا پلیس نمیتونستن از پس تیکول بر بیان؟ باید تقاضای
نیروی کمکی میکردن؟ احتمالا دیوونه از تر اونی بود که فکرش رو میکردم. شنیده بودم که وقتی مردم دیوونه میشدن، قدرت ماوراء الطبیعه پیدا میکنن نیکولم که مطمئنا خل و چل بود. یه لحظه تو ذهنم تصور کردم که نیکول، همونطور که داره به سمت من میاد تمام پلیس به روها چپ و راست خودش پرتاب میکنه و، فکر کردم که شاید باید برم تو دفترم سنگر بگیرم. البته به افسر ویسکوسای نمیخورد که بزاره من برم سنگر بگیرم. در حقیقت داشتم فکر میکردم که اون افسره اونقدرم که فکرش رو میکردم از من حمایت نمیکنه. یه جوری انگار اون جا بود تا مطمئن شه… من کاری نمیکنم اوه. چندین سناریوی مختلف تو ذهنم شکل گرفت
اگه اون اینجا بود تا جلوی من از رو انجام کاری بگیره، اون وقت اون کار چی میتونه باشه؟ دستشویی کردن؟ انجام کارهای اداری؟ که واقعا نیاز داشتم هر دوتاش رو انجام بدم و برای همینم بود که مغزم اول به اینا فکر کرد. اما شک داشتم که دپارتمان پلیس به هیچ کدومشون علاقهای داشته باشه. حداقل امیدوار بودم که افسر ویسکوسای علاقهای به اونا نداشته باشه، مخصوصا اولیش هم نمیخواستم. به این چیزا فکر کنم برا همین حواسم رو جمع اوضاع حاظر کردم. اونا همچنین به نظر اصلا براشون مهم نبود که مبادا من جا از در برم، برم بیرون به و نیکول حمله کنم. کلا ادم خشونت طلبی نیستم، مگه این که یکی زیادی منو تحریک کنه …
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.