رمان بی صدایی اثر ریچل مید لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها
در کتاب بیصدایی یکی از پرفروشترینهای نیویورک تایمز به قلم ریچل مید، با دختر شجاع و فداکاری آشنا میشوید که با سلاح صدا، به جنگ تهدیدات بزرگی علیه دهکدهاش میرود. این اثر فانتزی و هیجانی مضامینی همچون عشق، فداکاری و شجاعت را با چاشنی داستانهای افسانهای و اسطورهها به زیبایی به تصویر میکشد.
بقیهی روز را سرِ پُستم برمیگردم و تا پایان ساعتِ کار معدنچیها، همانجا میمانم و به وظایفم عمل میکنم. بعد هم همراهِ یادداشتهایی که برداشتهام، به مدرسه برمیگردم تا نقاشیشان کنم. از نگاه هر کسی که من را از بیرون تماشا کند، همانطوری هستم که همیشه به نظر میرسم؛ اما از درون، همهچیز در من تغییر کرده است! همهی دنیایم عوض شده و نمیدانم چطور باید با اینهمه تغییرِ جدید کنار بیایم.
خواهرم دیگر کنارم نیست؛ و تازه میفهمم که تاحالا چقدر بودنش را همیشگی میدانستم. حالا هر کاری که میکنم، بدون او به نظرم ناقص است؛ موقع خوردن شام، شاگرد دیگری سرِ جای همیشگی ژانگجینگ در کنارم مینشیند و توی اتاقمان، تختش هنوز خالی و بدون ملافه است؛ اما در یک جا نبودش را بیشتر از جاهای دیگر حس میکنم: در اتاقِ کار. وقتیکه مثل هر روز سعی میکنم وظیفهام را به بهترین شکل ممکن انجام بدهم و مشاهداتم را نقاشی کنم، یکهو به خودم میآیم و میبینم که ایستادهام و به جای همیشگی او خیره ماندهام.
هربار که غیبتش را میبینم، همهی وجودم پر از درد میشود. بنابراین، وقتیکه استادها سر میرسند و به ما خبر میدهند که امروز میتوانیم کار عصرانهمان را زودتر تمام کنیم، خیالم راحت میشود… اما بعد بلافاصله یادم میآید که دلیل این کارشان، این است که اگر دلمان خواست، بتوانیم در مراسم خاکسپاری بائو شرکت کنیم. مردد ماندهام که بروم یا نه. من برای بائو همیشه احترام فوقالعادهای قائل بودم، اما بار رازی که در دل دارم، روی شانههایم سنگینی میکند.