دانلود رمان پروانه ام از صدف.ز کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اربابی
تعداد صفحات : ۱۷۶۱
خلاصه رمان:
با قتل مشکوک “سیاوش امیر افشار”، برادر کوچکترش “آوش” به ایران فرا خونده میشه. برای تصرف و کنترل همه چی… حتی بیوهی جوان و حاملهي برادرش …
قسمتی از داستان پروانه ام :
سیاوش خان مرده بود!… یک ماه قبل به قتل رسیده بود… و پروانه نمیدونست باید خوشحال باشه یا ناراحت… ایستاده بود در آستانهی اتاقش… و به منظره ی غم انگیز عمارت نگاه میکرد که با پارچه های سیاه عزاداری پوشیده شده بود… و صدای سکوتی که همه جا رو قبضه داشت.. حس عجیبی مثل
تکه ابرهای سبک و سرد دور سرش شناور بودند… اندوه و همزمان… ناباوری! سیاوش خان… شوهرش! مرد بد تمام این سالها… حالا نبود! مردی که در نظرش یک هیولای به تمام معنا بود… شکست ناپذیر و نامیرا به نظر میرسید… دستش از پروانه کوتاه بود!… دستش از همه چیز کوتاه بود! پلکهای
سوزانش رو روی هم فشرد و نفسهای عمیق کشید. فکر کرد به وضعیت اسفبار خانوادهی امیر افشار… که انگار به خاک سیاه نشسته بودند ادریس خان که در ناتوانی و آلزایمر دست و پا میزد و هنوز گاهی سراغ سیاوش رو میگرفت. هاله و آهو که گریه میکردند و گریه میکردند… و گریه هاشون
تمومی نداشت!… و خانم بزرگ که عین یک جسد بی حس و درک توی بستر افتاده بود… مهمانها برای عرض تسلیت مدام به چهار برجی رفت و آمد داشتند، ولی هیچ میزبانی براشون نبود. خورشید و فرخ سعی میکردند کارها رو راست و ریس کنند… ولی همه میدونستند که اون ها امیر افشار نیستند!