دانلود رمان با عشق برخیز از مهفام حصاری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۱۹۲
خلاصه رمان:
نورا دختریه که توی خانواده مرفه و در آسایش کامل با عشق از زندگی بدون چالش و شادش لذت میبره… تا اینکه دست سرنوشت اونو میبره به جایی که حتی تو کابوساشم نمیدید… بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر و… شب و روزش میشه درد و رنج… منتظر یه فرصته تا بتونه خودشو نجات بده و از اونجا فرار کنه… اما همیشه اونی نمیشه که ما میخوایم… شاید خوشبختی تو اوج سختیا پیداش میشه…
قسمتی از داستان با عشق برخیز :
وقتی چشمامو باز کردم دیگه تو اتاق قبلی نبودم اینجا همه چیزش جدید بود همهی تنم آزرده بود. کمی سرمو چرخوندم، یک دستگاه اکسیژن و یک دستگاه نوار قلب کنارم بود… مثل بیمارستان مجهز بود حالم بهتر بود و احساس درد تو ناحیه شکمم کمتر شده بود و فقط یکم بخیه هام احساس کرخی
داشت، اما هنوز بیرمق بودم. به زور رو تخت نشستم و نگاهی به اطرافم انداختم… یه اتاق بزرگ و مجلل، با کاغذ دیواری طلایی کرمی… یه لوستر عباسی شیک میز توالت طلایی که روش پر از منبت کاری بود… منم روی یه تخت دو نفره بودم و یه رو تختی کرم رنگ شیک روم بود. یه پنجره
بزرگ سمت راست تخت بود که پرده ساده نباتی رنگ با والان های طلایی بژ، پوشونده بودنش سمت چپ تخت هم یه کمد دیواری آیینه ای خیلی شیک بود… آنژیوکت دستمو جدا کردم و سعی کردم از تخت بیام پایین… از شدت ضعف پاهام می لرزید، توی آینه کمد دیواری خودمو دیدم از چهره غریبه توی
آیینه ترسیدم، چشمام بی نور و سرد و ابروهام نامرتب بود و بشدت لاغر شده بودم. لباس بیمارستان تنم بود و سر و پاهام لخت بود… پشت لباسم بندی بود، خواستم دنبال یه لباس مناسب بگردم، برا همین در کمد دیواری رو هول دادم و بازش کردم.. پر از کت و شلوار و پیراهن و کیف و کفش مردانه بود …