دانلود رمان دگردیسی از غزل سادات کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی
تعداد صفحات : 528
خلاصه رمان :
فلور دختر هفده ساله ای است که معتاد به استنشاق چسب و بنزین است و علاوه بر آن در یک قدمی سقوط قرار گرفته. میثم، پسر عموی فلور که پسری معتقد و با ایمان است، در پی بازگرداندن او به مسیر درست زندگی است، اما کم کم تحت تاثیر رفتارهای دختر عمویش قرار میگیرد و …
قسمتی از داستان دگردیسی:
وارد خانه شد و در را بست لحظه ورود نگاهش روی مادرش ثابت ماند که کنج دیوار چمباتمه زده بود قلبش از درد فشرده شد با اخم های در هم گفت: مامان چرا اون گوشه نشستی؟ مادرش سر بلند کرد و با چشم های بی فروغش به او زل زد قلب میثم تیر کشید کلافه دستی به سر و صورتش کشید
-چی شده مامان؟ -پایین پیش زیوره، نه؟ لب هایش را روی هم فشرد به مادرش چه میگفت؟ میگفت نه پدرش حاج پرویز مولوی همان که تا به حال سه بار رفته بود مکه و خانهی خدا را زیارت کرده بود همانی که به کربلا رفته بود همان که نمازش قضا نمیشد حالا رفته بود خانهی زن برادر
مرحومش که سی و چند سال بیشتر نداشت آن هم به بهانهی برادر زادهی سرکشش؟ آه کشید و به سمتش رفت. مامانم، روح انگیز خانوم، روحی خانوم، الهی دردت بخوره تو سر من میخوای یه چند روزی بری خونهی سمیه؟ یا نه میخوای بری خونهی هاجر؟ میخوای بری حال و هوا عوض کنی؟
روح انگیز بغضش ترکید و به گریه افتاد: من که توی این خونه هستم پدرت با بهونه و بی بهونه میره پیش زیور، وای به حال اینکه چند روز هم بذارم و از اینجا برم و با پشت دست اشک هایش را پاک کر-د: اینجوری میخواست زیورو همدم من کنه؟ انگار حاجی بابات منتظر بود برادرش بمیره …