دانلود رمان گاه باید رفت از دل افروز کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، همخونه ای
تعداد صفحات : 261
خلاصه رمان :
دختری به نام فاخته قدم به زندگی نیما می گذارد ، غافل از اینکه پسر دور از اطلاع خانواده زنی در محرمیت خود دارد . زندگی برای این دو چگونه می گذرد ..
قسمتی از داستان رمان گاه باید رفت:
همیشه، یک جا، یک لحظه زمانی میرسد که باید دستور ایست بدهی درست مانند نقطه ای که آخر جمله ای گذاشته باشی. دخترکم بدبختی تمام. نقطه میگذاری و میگویی سر خط. برای زندگی هم گاهی توقف لازم است مثل نقطه پایانی که فریده بر این زندگی میگذاشت. شاید برای تغییر یک
زندگی بی اساس برای خودش خیلی خیلی دیر بود اما برای دختری به نام فاخته میتوانست نقطه شروع دوباره باشد. او هم امروز درست در همین نقطه بود. در حیاط قدیمی خانه استیجاری شان لب حوض نشسته بود در حالی که غرق در افکار خود بی اراده به لباس های کفی داخل لگن چنگ می زد.
اما تمام فکر و گوشش متمرکز اتاق کوچک و نمور خانه ویرانه ای بود که صداهای کمک خواستن دخترک تن خانه را می لرزاند چه برسد به مادری که میخواست از آن همه صدا بیخیال بگذرد اما تمام وجودش میلرزید. با گوشه روسری اش اشک چشمش را پاک کرد و محکمتر به جان لباس های
داخل لگن افتاد. نباید به فریاد ها و گریه و التماسش اهمیت میداد. نه اینکه نخواهد مثل میلیون ها بار قبل خودش را سپر بلای نازدانه اش بکند، کم هم جای کمر بندها بر جان و تنش نقش نبسته بود ولی باید گوش نمی داد. اینبار نباید می رفت.. خیلی سخت بود.. برای مهر مادریاش مثل خنجر بود …