دانلود رمان تیغ نگاه از نیلا محمدی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی، هیجانی
تعداد صفحات : ۴۰۲
خلاصه رمان:
دختری که توی خاندان بزرگی بزرگ شده و وقتی بچه بوده بابای دختره به مادر پسرعموش دست درازی میکنه و مادر پسره خودکشی میکنه… بابای دختره هم میوفته زندان و پدربزرگشون برای صلح میاد این دوتا رو به عقد هم درمیاره و پسره رو میفرسته خارج تا از این جریانات دور باشه بعد بیست سال پسره برای انتقام از دختره برمیگرده و …
قسمتی از داستان تیغ نگاه :
“بنيتا” وارد اتاق شدم و در رو پشت سرم بستم. روی تخت نشستم که در باز شد و نازلی اومد داخل. پوفی کشید و خودش رو روی تخت انداخت و گفت: این پسر عموت چه بد عنقه؟ بیخیال نگاهش کردم و گفتم: من خودمم از دست رفتارش شاکی هستم دیدی چندبار جلوی دوستش ضایع ام کرد؟
با ناراحتی سر تکون داد که گفتم: خداکنه قضیه من و اون جدی نشه اصلا تحمل ندارم باهاش یه جا زندگی کنم. مانتو و شالش رو درآورد و روی تخت کنارم دراز کشید و گفت: ولی به چشم برادری خیلی جذابه. چپ چپ نگاهش کردم که شونه ای بالا انداخت و گفت: چیه خب راست میگم. کلافه
پوفی کشیدم و بلند شدم و لامپ رو خاموش کردم و گفتم: بگیر بخواب تا فردا بریم راستی با ماشین اومدی؟ -اره آرمان ماشین نداشت و هم اینکه نگران تو بودم آرمان گفت بریم از دارمان کمک بگیریم که دیدیم تو اینجایی. روی تخت دراز کشیدم گفتم: آرمان چی بهت میگفت وقتی اومدین تو اتاق؟
خندید و گفت: میخواست بره خرید از من خواست فردا عصر باهاش برم. سر تکون دادم و چشمام رو بستم و گفتم: باشه شب بخیر. خم شد سمتم و گونه ام رو بوسید و گفت: شب بخیر. از فرط خستگی به سه نرسیده خوابم برد. صبح با تقهای که به در خورد از خواب پریدم. روی تخت نشستم …