دانلود رمان خاموشی از مریم پیروند
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 1252
خلاصه رمان :
امیرحافظ پسری که مجبور میشه با بیوهی برادرش ازدواج کنه در حالیکه خودش کس دیگهای رو دوست داره و با رابطهی پنهانی که با سلما داشته اونو باردار کرده و این موضوع زمانی پیش میاد که امیرحافظ با زنداداش بیوهش ازدواج میکنه و وقتی میفهمه سلما حاملهست بهش اجازه نمیده بچهشو سقط کنه و …
قسمتی از داستان خاموشی:
دستم رو کشید و با صدای بلند و خراشیدهای گفت :
– سلما تکون بخوری میزنمت ، وایسا بیپدر ، وایسا ببینم چه خاکی باید تو
سرمون بریزیم.
با اون یکی دستم زدم روی مچ دستش و با گریه گفتم :
– بیپدر تویی که اینجوری به تاراجم بردی، مگه میخوای چه غلطی بکنی هان؟
آبرومو میبری بعدم بیسرو صدا سقطش میکنین.
مچ دستمو گرفت و با چشمهای درشت شده تو چشمهام زل زد و گفت :
– بهت گفتم امشب با بابام حرف میزنم.
مچ دستمو سفت گرفته بود، گوشیشو از تو جیبش در آورد و شمارهای گرفت و
گوشی رو کنار گوشش گذاشت اما نگاهش ثابت شده تو صورت من بود.
آروم گفت :
-گریه نکن درستش میکنم.
– داری به کی زنگ میزنی ؟