دانلود رمان شاهکار از نیلوفر لاری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 1715
خلاصه رمان :
همه چیز از یک تصادف شروع شد، روزی که لحظات تلخی و به همراه خود آورد ولی می ارزید به آرزویی که سالها دنبالش باشی و بهش نرسی، به یک نمایشگاه تابلوهای نقاشی می ارزید، به یک شاهکار می ارزید، به یک عشق می ارزید، به یک زندگی عالی می ارزید، به یک خانواده خوب می ارزید. شاهکار ، شاهکاری که بر تمام تابلوهای جهان شاهی کرد و به عشق پاک و دست نیافتنی رسید، شاهکار زیبا …
قسمتی از داستان شاهکار :
هر چقدر آن روز دلشکسته و ملول و مفلوک به نظر میرسیدم امشب که داشتم خودم را از گودال سرنوشتم بیرون می کشیدم احساس قدرت و غرور میکردم. آن قدر که آرش هم برق پیروزی را توی چشمان من دید. میدانم که توی دلش مرا به خاطر تصمیمی که گرفته بودم تحسین میکرد من عطای
راحتی و آسایش نسبی ام را در خانهی خاله دلی به لقایش بخشیده بودم و بی محابا داشتم به دل سرنوشتی نامعلوم میزدم. نمیدانم لرزشی که به جانم افتاده بود از سوز پاییزی شب بود یا از هیجان و دلهره ای که هنوز نمیخواست دست از سر من بردارد. آرش کنارم ایستاد. نگاهش پر از بیم و امید
بود میدانستم که از این جا به بعد علاوه بر خودش حالا بار من هم افتاده بود روی دوشش. شاید با واقع دانست که از پسش برنمی آید و نمیتواند گلیم هر دوتامان را از آب بیرون بکشد اما همین که به روی خودش نمی آورد و از حال و روز ناکوک و اسفناکش ناله و زاری سر نمیداد و نگرانی هایش را
به من منتقل نمیکرد راضی بودم ازش. -بریم ؟ بی آن که حتی برای لحظه ای مردد و دودل به نظر برسم قدم اول را من برداشتم با این که نمیدانستم ته آن شب بلند پاییزی مقصدمان کجاست؟ -حالا کجا باید بریم؟ درحالی که دوش به دوش من قدم برمیداشت یک نگاه به ساعت گوشی اش کرد …