دانلود رمان غم و عشق از ستاره صولتی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۳۹
خلاصه رمان:
رادا دختری از دیار درد وغم، فرزندی نا خواسته… دختری که در اوج کودکی طعم تنهایی و درد رو میچشه و با پدر بزرگ و نامادری پدرش زندگی میکنه. رادا فاقد از هر نوع احساس و دوست داشتنه دختری سرد و بی تفاوت، دختری با حسرت کودکی… با ازدواج سارا خواهر رادا با پسری به نام بنیامین شایسته، پای رادا ناخواسته به خانوادهی شایسته باز میشه و اونجا طعم محبت و دوست داشته شدن رو میچشه، با اومدن آوید شایسته پسر از فرنگ برگشتهی خاندان شایسته با همه شایعه ها ونقطه های مبهم در زندگیش همهی معادلات رادا برای اینده اش یک باره از هم میپاشه و ..
قسمتی از داستان غم و عشق:
با درد بدی چشمامو از هم باز کردم دستمو رو شکمم گذاشتم و محکم فشار دادم هوا هنوز تاریک بود گوشیمو برداشتم و به ساعتش نگاه کردم ساعت چهار و نیم بود دل درد و حالت تهو لحظه ای رهام نمیکرد همین طور که خوابیده بودم به خودم میپیچیدم با اینکه برام طبیعی شده بود ولی باز…
شدت تهوم انقدر زیاد بود که دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و سریع به سرویس بهداشتی رفتم و محتویات معدم رو خالی کردم همه سر تا پام خیس عرق سردم بود کم کم داشت لرزم میگرفت به زحمت از جام بلند شدم و به اتاق رفتم توی تاریکی با سختی چمدانم رو پیدا کردم و سویشرتم رو بیرون
کشیدم و تنم کردم و گوشهی اتاق نشستم و خودم رو مچاله کردم و زانوهام رو توی شکمم جمع کردم و فشار میدادم درد طاقتم رو داشت میگرفت چشمام از زور درد باز نمیشد نفسام کند شده بود… پنج سالی بود که اینطوری میشدم درست از زمانی که مادر جون فوت کرد درد منم شروع شد، از معدم
بود دردام عصبی بود و هر موقع اینطور میشدم تا چند روز نا نداشتم روی پاهام وایسم هر چی هم دکتر رفته بودم گفته بودن عصبیم باید از استرس و مواردی که باعث عصبی شدنم بود دوری میکردم ولی الان نمیدونم چرا دوباره اینطور شده بودم… انقدر درد داشتم که حتی قدرت نداشتم بلند بشم …