دانلود رمان تصویر یک رویا از لیلا.م کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۵۳۶
خلاصه رمان:
لیلی از زندگی بریده، به خاطر نقص عضوی که داره منزوی شده تا از نگاه پر از حرف، ترحم، تمسخر دیگران دور باشه، خودش رو مسبب سختی ها و تلخی های زندگی اطرافیان نزدیکش میبینه، پیله ای دور خودش تنیده و خیال بیرون اومدن از این پیله رو نداره، پرواز رؤیایی دور و درازه برای لیلی، اما لطف خدا، تقدیر و زندگی چیزهایی تو چنته دارن که دیدگاه لیلی رو نسبت به خودش و زندگی عوض میکنن، لیلی راهی رو پیدا میکنه برای زندگی کردن نه فقط نفس کشیدن …
قسمتی از داستان تصویر یک رویا:
من همهی عمرم به مدارا گذشت، یاد ندارم جنگیده باشم، تا بوده مدارا کردن با درد بوده، تحمل نگاههای دیگران و شنیدن زخم زبون و تلمبار کردن تو دلم بوده، من تا حالا نجنگیدم نه که به فکرش نباشم، سلاحی نداشتم، دلیلی نداشتم !! برای من زندگی تو همون لحظه تولد، شاید قبل تر از اون موقعی
که پام ناقص شکل گرفت از جریان افتاد و تموم شد. من خیلی حق ها رو از خودم گرفتم چون فکر میکردم محق نیستم اما درست فکر نمیکردم، بیشتر حرف های خاله خانم تکراری هستن از زبون حمید و مانده زیاد شنیدم این حرف ها رو و الان هزار تا چرا تو ذهنم قطار شدن، چرا اون موقع
گوشی برای شنیدن نداشتم چرا حس میکنم این حرف ها در عین تکراری بودن تازه هستن؟ دیروز حرفامون با خاله به درازا کشید و من حتی به فکر خستگی در کردنشون هم نبودم خاله از وضعیتم تو خونه پرسید و رفتار خانواده، چیزهایی که دیده بود و نمیشد مخفی کرد، خاله خودش فهمیده بود
خانواده ما اون انسجامی رو که باید نداره، اما منم همه چیز و براش نگفتم، از خوبی حمید گفتم، مهربونی گاهی به گاهی وحید، از مریضی مامان که خودش رو هم عذاب میده و از مشکل بابا ولی به رفتار لعیا اشاره ای نکردم، نه دروغ گفتم، نه راست. خراب شدن لعیا پیش چشم خاله نفعی برای من نداشت …