دانلود رمان ماه مهربان من از فاطمه سودی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، کلکلی
تعداد صفحات : ۳۵۵۷
خلاصه رمان:
پارلا و ماهیار عاشق و شیفته همدیگه اند، ولی پرویزِ خوش چهره پا به میدان میزاره و پارلا رو به عنوان خوش خدمتی از خونواده اش میگیره عقد میکنه با یک خواسته بزرگ… پارلا پا به خونه پرویز میذاره و تازه با مجهولات زیادی روبرو میشه. گذشته خوف انگیز پرویز کاملا در محاق و پشت پرده… و گلپر زیبا و موطلایی که طبقه پایین خونه پرویز با نام خواهرش زندگی میکنه واقعا کیه؟؟ اما ماهیار که یک زیبای لوطی و یاور و قداره بند و حامیِ به تمام معناست اما با خرابکاری های زیاد، قدم به قدم با پارلا همراهه و تنهاش نمیزاره… تا اینکه…
قسمتی از داستان ماه مهربان من :
لیلا متوجه همه چی بود ولی خودشم حالش بد بود… حرفی برای گفتن نداشت… یواشکی دستی به اشکام کشیدم و رخت خوابمو پهن کردم. چراغ رو خاموش کردم بغض کرده سعی میکردم تاجایی که میتونم صدام صاف باشه و آروم شب بخیر گفته پتو رو روم کشیدم. فقط قیافه ناراحت و داغون
ماهیار با سیگار روی لبش از جلوی چشمم دور نمیشد… دودی که از سیگارش توی ذهنم نقش بسته بود ویرانم میکرد. سیگاری که زمانی با یک حرف من ترک کرده بود. دوباره لای انگشتاش خودنمایی میکرد که از مرگ هم برام بدتر بود… اشکام از کنار چشمام میسریدند و پایین میاومدند… گاهی
هم صدای چکیدن و تلپی افتادنش روی بالشم به گوشم مینشست. سعی کردم جلوی هق هقم رو بگیرم که لیلا گفت: اولا راحت باش و هرجور خواستی اشک بریز دختره ی خلچه کج خیال … دوما سعی کن به چیزی فکر نکنی… اگه ماهیار نصیب و قسمت تو یکی باشه، نادرشاه و شاه اسماعیل سهله،
هزارتا مثل اونام نمیتونن جلوی اینکارو بگیرن… ولی قسمتت نباشه دیگه واویلاااا… پس خودتو بخدا بسپار و ببین برات چی خواسته. دیگه نتونستم خودمو نگه دارم و ایندفعه هقی هقی بلند کرده گفتم: آخه ليلا… در مقابل قسمت به همت هم گفتن…. لیلا شاکی گفت: خررررررره راه راه نفهممممممم …