رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان پسربلوچ

رمان پسربلوچ اثر محدثه_ا لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

عاشقانه ای ناب میان دختر تُرک و پسر بلوچ… هیرمان پسر خونسرد و جدی، یه پسر بلوچ که دل می‌بره از إلای…. إلای دختر مظلوم اما سر زبون داری که برخلاف مخالفت خانواده ها مالکیت هیرمان و قبول می‌کنه و باهاش به بلوچستان می‌ره و اونجا می‌فهمه که…

تکه ای از رمان پسربلوچ

نمیدونم؛ حس میکنم اون یارو خوشش نمیاد ،بعد بابا دکمهاش گیر میکنه رو من ،هی غر میزنه! فاران با بیخیالی گفت: _نه بابا خوشش میاد الکی مظطرب نباش! سری تکوم دادم و آهی کشیدم! سرم رو به شیشه تکیه دادم و تا رسیدن به مکان مورد نظر سکوت اختیار کردم. بلآخره رسیدیم ؛ از ماشین پیاده شدم و فارانم پشت سرم اومد یه کافه بزرگ با فضای رسمی و مدرن سمت ولنجک بود ، با آسانسور به طبقه بالا که فضای باز بود رفتیم. با دیدن هاکان که با چندتا آقا و خانوم دور یه میز نشسته بود به سمتشون رفتم.

_سلام! با صدای من همه به سمتم چرخیدن و به احترام بلند شدن با خوشرویی جواب سلامم رو دادن! لبخند کمرنگی زدم و لب زدم _بابت تاخیرم عذر میخوام؛ کار مهمی داشتم که باید انجام میشد! روی صندلی کنار هاکان نشستم که با صدای آروم و تمسخرآمیز پچ زد: _کار مهمی که میگی احیاناًخوابیدنت نبود! چپ چپ نگاش کردم و منم آروم پچ زدم: _خفه بگیر؛ تورو سننه! نفسی گرفتم و پوشه ای که طراحی هام توش بود بیرون کشیدم که آقای شاهرخی گفت _عذرمیخوام خانوم محمدی میشه چند لحظه صبر کنیم شریک بنده تو راهه الاناس که برسه! ابرو بالا انداختم و لب زدم

_خب من طرحارو نشون بدم بهتون تا ایشون برسن! پشت بند حرفم صدایی محکم و رسا از پشت سرم لب زد _طرح هارو من باید پسند کنم ؛ پس بودنم لازمه! اخم هام تو هم رفت و شک کرده از صدایی که برام آشنا بود سر چرخوندم و با دیدن شخص پشت سرم گیج و وا رفته نگاهش کردم! زل زده بود تو چشمام با سقلمه ای که هاکان بهم زد به خودم اومدم و سرد لب زدم _بله؛ بفرمایید بشینید! با هاکان گرم سلام و احوالپرسی کرد و درست روبه روی من نشست و پا روی پا انداخت ،اخم ریزی بین ابروهاش جا خشک کرده بود.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
عاشقانه ای ناب میان دختر تُرک و پسر بلوچ... هیرمان پسر خونسرد و جدی، یه پسر بلوچ که دل می‌بره از إلای.... إلای دختر مظلوم اما سر زبون داری که برخلاف مخالفت خانواده ها مالکیت هیرمان و قبول می‌کنه و باهاش به بلوچستان می‌ره و اونجا می‌فهمه که...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    پسربلوچ
  • ژانر
    عاشقانه، غمگین، مافیایی
  • نویسنده
    محدثه_ا
  • صفحات
    1160
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 975 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.