دانلود رمان دختری که من باشم از نیلوفر72 کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، همخونه ای
تعداد صفحات : ۳۳۲
خلاصه رمان:
داستان در مورد پسری به نام مهرانه که یک پزشک موفقه. ۳۰ سالشه و هنوز ازدواج نمیکنه تا اینکه با یه دختری که به خودشو به شکل پسرها کرده بود اشنا میشه و …
قسمتی از داستان دختری که من باشم :
“مهران” سرش رو به شیشه بود همون طور که رانندگی میکردم زیر چشمی میپاییدمش. وقتی اینجوری درباره خودش حرف میزد دلم میگرفت میخواستم یه کاری براش بکنم ولی چه کاری از دستم بر می اومد؟ نمیتونستم خونوادشو بهش بدم. کاش باهاش شوخی
نمیکردم. یه لحظه با خودم فکر کردم شوخی چرا؟ اگه جدی میشد چی؟ من نسبت به اون. حسایی داشتم اونم که تنها بود شاید اصلا به خاطر این سر راهم سبز شد که بتونم کمکش کنم و همراهش باشم اگه باهاش ازدواج میکردم. از فکر خودم خندم گرفت اخه مگه
ازدواج الکیه؟ اصلا مگه امکان داره؟ حمایت کردن ازش به بحث جدا بود. شاید میشد قیمش بشم این فکر از قبلی هم احمقانه تر بود. اعصابم ریخته بود به هم چطوری باید کمکش میکردم؟ گفتم: آوا؟ نگاهم نکرد. من: اوا خانوم. بازم سکوت. من: آوا کوچولو!
برگشت سمتم و گفت: کوچولو خودتی! من: من کجا با این سن و هیکل کوچولو ام؟ _به سن نیست به عقله. خندیدم.نفسشو با حرص داد بیرون. من:ببخشید دیگه! رسیدیم به خونه هنوز هیچی نگفته بود. گفتم: بخشیدی؟ رو کرد سمت منو گفت: چرا اذیتم میکنی؟