دانلود رمان اغنا از زاهده بیاتی (#نیلا) کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۸۷۶
خلاصه رمان:
ماهور دختر باهوش، مستقل و باتجربه ای که مدیریت کارخونه مادریش رو بر عهده داره.. علاقه مندی های خودش رو به دور از چشم پدرش، دنبال میکنه تا اینکه در یکی از صخره نوردیها با بهرام آشنا میشه.. ماهور سعی میکنه رفتار دیکتاتورگونه پدرش و زیاده خواهی های برادر ناتنی خودش رو تحمل کنه تا کارخونه به نامش بشه همونطور که مادرش به پدرش گفته بوده، غافل از اینکه …
قسمتی از داستان اغنا :
به همراه رعنا و انصاری پشت میز در همون طبقه بالای رستوران نشسته و منتظر حجتی بودیم. رعنا ناراحت از دیر کردن حجتی گفت: مردک عادت داره همیشه هر جا میره با تاخیر بره. گوشی به دست شاخص های بورس رو بررسی می کردم که با نگاهی به ظاهرم گفت: تازه خریدی؟ متعجب
نگاهی بهش انداختم. خیلی بهت میان… زیادی رئیست کرده رئیس. و با گفتن این حرف همراه انصاری شروع به خندیدن کردن که به خنده هاشون لبخندی زدم و دوباره سرم رو تو گوشی کردم. حوصله اش سر رفته بود که خواست گوشیش رو برداره که یکهو با هیجان گفت: ای جان دلم اونجا رو باش.
نگاهم رو به صورت رها که به نقطه ای خیره مونده بود دادم و ازش پرسیدم: کجا رو میگی؟ -بزرگترین شیاد مملکت در حال کلاهبرداری از یه بخت برگشته دیگه است. به مسیر نگاه رها خیره شدم و در انتها، به میزی که به فاصلهی چند میز از ما قرار داشت خیره شدم. جندقی رو به روی مردی نشسته
بود که همین دیروز اینجا باهاش غذا خورده بودم. -به نظرت طرفش از این کله گنده هاست!؟… والا جندقی دست رو هر چی که خوبه میذاره. طرفم بد چیزی نیستا.. ای همچی بگی نگی به دلم نشست. هرسه میدونستیم رعنا در اینجور مواقع تو فاز شوخی و مسخره کردن قرار میگیره بنابراین حرفش رو …