دانلود رمان دلبر من باش از ماه پنهان (#هانیه) کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، طنز، هیجانی، معمایی
تعداد صفحات : 4250
خلاصه رمان :
دلبر دختری شیطون و کنجکاو که ناخواسته پا به بزرگترین باند قاچاق می ذاره و تاوان کنجکاویشو با از دست دادن آزادیش و زندگی اجباری با رئیس اون باند می پردازه غافل از اینکه همه چیز بازی بوده و…
قسمتی از داستان دلبر من باش:
با فکری آشفته از جام بلند شدم و رفتم تو اتاق عرفان… چرا من به تو حس فرقی با پسرای اطرافم داری؟ هی خدا! بهتره زودتر از اتاقش برم بیرون تا باز نزده تو گوشم… آهی کشیدم و خواستم برگردم که خوردم به کسی. آب دهنمو قورت دادم و آروم سرمو بالا آوردم که با دیدن عرفان به قدم رفتم عقب
که نذاشت دستشو گذاشت رو گونمو گفت: خیلی درد میکنه؟ _نه، ولی اگه میخوای بازم بزنی راحت باش. عرفان عصبی دستی تو موهای لختش کشید و زمزمه کرد: من نمیخواستم بزنم تو گوشت دلبر! نیشخند تلخی زدم: ولی زدی، خدایی زدی بعد میگی من نمیخواستم بزنم تو گوشت؟ عجب…
خواستم از اتاقش برم بیرون که سریع. – باید بریم جایی… ابرویی بالا انداختم و با خنده گفتم: یادمه گفتم با شما حتی بهشتم نمیام پس بیخیال شو عزیزم… تا دستم روی دستگیره در نشست دستشو رو دستم گذاشت و فشار داد: امشب ساعت بیست و دو میام دم خونتون حدود یک هفته ای
نیستیم پس چمدونتو درست جمع كن… با عصبانیت برگشتم سمتش: تو انگار حالت خوب نیست! من به مادرم چی بگم؟ بگم با رئیسم قراره یک هفته بریم جایی؟ اصلا کجا میخوایم بریم؟ شونه ای بالا انداخت و بیخیال لب زد: من نمیدونم دلبر خودت یه کاریش بکن… وقتیم رفتیم میفهمی کجاییم …