دانلود رمان روی خوش زندگی از صدای بی صدا کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 4106
خلاصه رمان :
نگاه، دختری رنج کشیده است که به واسطه همسر پدرش، مجبور به ازدواج با مردی می شود که هیچ شناختی از او ندارد، حالا بعد از دو سال نادم و خسته از زندگی با همسری معتاد دنبال راه فراری برای آینده ای بهتر است، مادر بزرگش تنها یار و حامی او برای رهایی یافتن از این بخت نا میمون است …
قسمتی از داستان روی خوش زندگی:
نفس عمیق کشیدم، مدتی بود وقتی نفس های عمیق می کشیدم احساس درد شدیدی در قفسهی سینه ام میکردم. –نریز لباس ها رو خانم جون نمیتونه تمیز کنه. کیفم را باز کردم، پولی که برایش کناز گذاشته بودم را روی میزش گذاشتم. نمیخوام من پول اون مفن… _آرمان، پول منه، از
خرجی خودمه، نگیری میدونی کلاهمون میره تو هم. تو نگران نباش. مثلا بچه های کوچک با اصرار دنبالم راه افتاد. چجوری نگران نباشم ترک میکنه قول داده. داشتم کفشم را میپوشیدم. که با حرص گفت: توام باور کردی. خواستم بگویم نه، خواستم بگویم چاره دیگری نداشتم اما نتوانستم.
چادر را روی سرم انداختم و از خانه بیرون زدم. چادر روی سرم سنگینی میکرد اما مجبور بودم، دوران دبیرستان دوستی داشتم چادری بود همیشه میگفتم چطور میتوانی سر کنی؟ میگفت چادر باید توی سر رود تا روی سر رود. مشکل من هم همین بود توی سرم نمیرفت و مجبور بودم به
سر کردن. کمی پا تند کردم تا قبل از رسیدن مهدی، خانه باشم. هر چند خیلی هم معلوم نبود رفت و آمدش… وقتی رسیدم صدایش کردم اما نبود، چادر را روی دستهی مبل انداختم و به سمت آشپزخانه رفتم، کمی برای درست کردن شام زود بود اما چاره ای هم نبود، مگر چه کار دیگری داشتم!