دانلود رمان آقای سردبیر از مرضیه نعمتی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۸۶۱
خلاصه رمان:
هدیه خبرنگار است و با پدر و نامادری و دختر نامادری اش زندگی میکند و از زندگی با نامادری و دخترش رضایت چندانی ندارد. اخیرا سردبیر جدیدی با روحیه خشک و سخت و جدی و غیرقابل انعطافی وارد دفتر مجله شده که تا حدودی محیط را مشموش کرده و در این بین رفتارهایی از خود نشان داده که سوءظن هدیه را برای رابطه ناسالمش با دختر نامادری اش فراهم کرده…
قسمتی از داستان آقای سردبیر :
هوا تاریک شده و باد سردی وزیدن گرفته بود اما من هیچ تمایلی به بازگشت به خانه نداشتم. در پیاده رو راه میرفتم و مانند دختران بی سرپرست دست به سینه قدم میزدم. آن شب آنقدر غم و ناراحتی بهم فشار آورده بود که به مرگ فکر میکردم که نباشم و مزاحم کسی نباشم. اصلاً نباشم و پدرم
به راحتی بتواند با ندا زندگی کند. ای کاش مادر بزرگم زنده بود حداقل بقیه عمرم را میتوانستم در کنار او بگذرانم ای کاش خانه داشتم. حداقل برای خودم زندگی میکردم و سر بار کسی نبودم. ای کاش ازدواج کرده بودم حداقل سر زندگی خودم بودم و کسی بالاسرم بود و دوستم داشت. دیوانه شده
بودم از فکر و خیال… صدای پدرم را از پشت سرم شنیدم: هديه! مبهوت شده برگشتم. چهره غمگین و سرما زده پدرم را مقابل چشمانم دیدم که نگاهم میکرد. بغض تلخی گلویم را فشرد. پس هنوز هم دوستم داشت که به دنبالم آمده بود. چشمانم لبریز از اشک شدند اما آنقدر رنجیده خاطر بودم که
هیچ کلامی بر زبانم نمیآمد. منی کـه همیشه با یک بار صدا زدن پدرم پر باز میکردم و با اشتیاق جوابش را میدادم حالا حتی لب هایم برای جواب دادنش باز نمیشد. دستش روی شانه ام رفت و نگاه پر از اشکم به چشمان نگرانش دوخته شد. به یک باره بغلم کرد و پدرانه مرا به آغوشش فشرد …