دانلود رمان تاوان یک روز بارانی از ملیکا شاهوردی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۱۰۸
خلاصه رمان:
جانان توسط جاوید اجیر میشه تا با اغواگریهاش طوفان رو خام خودش کنه و بکشتش اما همه چی زمانی شروع میشه که جانان عاشق مردونگی طوفان میشه و …
قسمتی از داستان تاوان یک روز بارانی :
با احساس نوازش موهام چشم هامو باز کردم گیج به صاحب دست نگاه کردم افرا بالاسرم بود و موهامو نوازش میکرد. خمیازه بلندی کشیدم: سلام آبجي. صدام به قدری گرفته و خفه بود که خودم تعجب کردم. -ساعت خواب. چشم هامو مالیدم. -مگه ساعت چنده؟ گوشیمو از زیر بالش در آوردم و
نگاه کردم ساعت یازده شب بود. متعجب به ساعت روی دیوار نگار کردم اون هم یازده شب رو نشون میداد ناباور زمزمه کردم. -یعنی من هشت ساعت خوابیدم؟ آروم خندید و از جاش بلند شد. -بله هشت ساعت و نیم خوابیدی پاشو بیا شام بخور، تا الان منتظرت موندیم. پتورو کشیدم کنار و نیم
خیز شدم. -تو برو منم الان میام. به سمت در رفت انگار که چیزی یادش افتاده باشه برگشت. -راستی مانتوتو به مامان نشون دادی؟ انقدر درگیر بودم فراموش کردم بپرسم سرمو به نشونه نه تکون دادم. -نتونستم. متعجب نگاهم کرد: چرا؟ به خاطر کوتاهیش؟ لبمو گزیدم: نه اصلا این موضوع ها نیست.
کنارم نشست: پس چیه؟ چهار دست و پا نشستم و خودمو لعنت کردم به خاطر موقعیتی که ساخته بودم. نفس عمیقی کشیدم مجبور به دروغ گفتن بودم. -اون روز داشتم میرفتم سوار اتوبوس شم که نابلون از دستم افتاد زمین تا به خودم بیام برش دارم یه ماشین رد شدو کلی آب کثیف ریخت روش …