دانلود رمان عطش بوسه از فاطمه خمیسی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی، هیجانی
تعداد صفحات : 853
خلاصه رمان :
درمورد دختری که بخاطر فقیر بودن خانوادش… با پسر معروفترین نمایشگاه خودرو ازدواج می کنه تا به چیزهایی که در کودکی به آن نرسیده ، برسه … با نقشه و حیله گری وارد زندگی پسر داستانمون میشه … آیا ساتیار این زندگی رو قبول میکنه؟؟؟ آیا ساتیار نقشهای دختر داستانمون رامیتا رو میفهمه؟؟؟ اگه بفهمه چکار می کنه؟؟؟ …
قسمتی از داستان عطش بوسه:
همه چی همینطور که تو رویای بچگیم تصور میکردم قشنگ و زیبا بود. تعداد کل مهمونا انقد زیاد بود که نمیتونستم حدس بزنم چند نفرند! اکثرا تو سن بودن! اون طرف میز که قسمت بندیش کرده بودن واسه خوراکی یه قسمت میوه، کباب، جوجه، شیرینی، نوشیدنی و آبمیوه.. قسمتی از مهمونا
هم کنار هم مشغول به بگو مگو بودن… تنها بودم هیچکدام از خانوادم حضور نداشتن، البته خوب اینکه نباید ناراحت شم چون خودم خواستم، هنوز که هنوز حرف بابا حسنم تو گوشمه “اگه با این پسره ازدواج کنی دیگه دختری به اسم رامیتا نخواهم داشت.” منم هنوز سرم گرم بود ساتیار انتخاب
کردم نه بخاطر اینکه عاشقشم.. نه فقط بخاطر پول و ثروتی که داره و میتونه زندگی ۲۲سالگی به بعدمو تامین کنه. مادر ساتیار که باید از این به بعد مادر صداش کنم و حاجی «پدر ساتیار» هم با این وصلت موافق نبودن، اما با اجبار قبولم کردن. البته خودم نمی.دونستم چطور! ولی تا اونحایی که از
سیامک «داداش ساتیار» فهمیدم، ساتیار راضیشون کرده و الان این جشن عروسی مدرن و شیک حاجی برای پسر بزرگش گرفته… البته ساتیار هم به اجبار قبولم کرد و باهام سر سفرهی عقد نشست و بله رو گفت، وگرنه هیچوقت نه مادر و پدرش راضی میکرد، نه اجازه میداد پا به خونش بزارم …