دانلود رمان ترنم از رعنا، پرستو.س کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۰۴۷
خلاصه رمان:
داستان پسریه که عاشق نامزد دوستش میشه. سعی میکنه از این دختر دوری کنه اما وقتی میفهمه این نامزدی زوری هست و دوستش سعی داره به ترنم دست درازی کنه دیگه نمیتونه عقب بمونه. حالا باید ترنم رو عاشق خودش کنه در حالی که خودش نوه یه تاجر مراکشی هست که رسومات خاص و سفت و سختی برای ازدواج و… دارن. رسوماتی که شاید ترنم به هیچ وجه حاضر نباشه حتی بهش فکر کنه… از طرفی ترنم برای خاندان مراکشی امیر دختری خارج از عرف و رسومات به حساب میاد که برای ازدواج مناسب نیست …
قسمتی از داستان ترنم :
ده دقیقه بود کنار خیابون زده بودم کنار و به ترنم فکر می کردم به چیزی که هیچ ربطی به من نداشت. سام بود. سریع جواب دادم: بله؟ _ترنم کجاست؟ _خونشون! با این حرفم مکث کرد که گفتم: قدیما یه سلام میکردی. _داغونم امیر… دیشب چی شد؟ _من نمیدونم… ترنم از پله ها اومد پائین
رفت سمت در… رفتم دنبالش گفتم کجا؟ گفت باید برم خونه سام بیهوش شده. -جدا؟ لعنتی.. فکر کنم غذاش بد بود! -منو که اذیت نکرد. -رسوندیش خونه؟ -آره دیگه پس میبردمش خونه ام؟ -بهت زنگ زدم ببینم چطوری… گفتی خوابم صبح حرف بزنیم قطع کردی… -اه… این همه برنامه ریختم… چه
گندی شد توش. سکوت کردم. حرفش عصبانی ترم کرده بود. یعنی واقعا چیزی یادش نمیاومد… یا… با سوالش از افکارم جدا شدم. -ترنم ازم عصبانی بود؟ -حرفی نزد… بیشتر بهش میخورد ترسیده باشه. -لعنتي.. باید بهش زنگ بزنم… مرسی امیر.. کاری نداری؟ -سعی کردم صدام آروم باشه و گفتم: نه..
فعلا. گوشی رو قطع کردم و پرت کردم رو صندلی کنارم اصلا به من چه! به درک که میخواد الان به ترنم زنگ بزنه. مگه تو چکاره ای این وسط… جمع کن خودتو برو به زندگیت برس. ماشینو روشن کردم و نذاشتم دیگه هیچ فکری از ترنم منو مشغول کنه.. “سام” هیچی از دیشب تو سرم نبود. دیدن ترنم …