دانلود رمان عشق را سانسور کردند از نیلوفر لاری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، مذهبی
تعداد صفحات : 3845
خلاصه رمان:
درست وقتی که خانواده بزرگ و سنتی میرزا آقاخان پناهی از شهرت و معروفیت پسر مداحشان غرق غرور و سرورند و از امتیازات خاص حاصل از آن بیوقفه بهره میبرند؛ ناگهان فیلمی خصوصی از یک محفل پنهانی در شبکه های اجتماعی و تلویزیون های آنور آب پخش میشود و از دختری به نام محبوبه پناهی، خواهر مداح معروف، که صدای خوش و تحسینبرانگیز و رقص زیبا و منحصربه فردی دارد به عنوان گوگوش دوم ایران یاد میشود …
قسمتی از داستان عشق را سانسور کردند:
ملکه این جا بود. چرا باید درست همان موقع که او بعد یک قرن دوری از کس و کارانش یکهو خواب نما میشود که باید برای دیدن عزیزانش به شهرکرد برود سرو کله این مرد بارانی پوش هم پیدا شود؟ تحمل این همه ترس و استرس را به تنهایی ندارم. اگر او یک قاتل باشد و نقشه قتل مرا داشته
باشد چی؟ ظاهرا هیچ دلیلی برای کشتن من وجود ندارد. به جز خرده خصومتی که بین منو ماهان وجود دارد کس دیگری را نمیشناسم که از من بدش بیاید آن قدر که بخواهد نقشهی قتل مرا بکشد. ولی شاید او یک قاتل زنجیه ای روانی باشد و قاتلان زنجیره ای که از مشکلات روانی مزمنی رنج میبرند
برای پیدا کردن قربانی های خود لزوما اهداف شخصی را دنبال نمی کنند. ممکن است یکی شان یک روزصبح از خواب بیدار شود و ناگهان حس کند از دختران و زنانی که چشمان سبز دارند خوشش نمیآید. همین طور بی خود بی جهت! و بعد یکی یکی پیدایشان می کند لیست می گیرد و به نوبت
میکشدشان تا زمانی که دستگیر شود! توی سرم اخباری که درصفحه حوادث یکی از روزنامه های صبح چند روز پیش موقع پاک کردن سبزی خوانده بودم رژه می رود . “پیدا شدن جسد زنی درحوالی اتوبان کرج درحالی که چشمان سبزش از حدقه درآمده.” نمیدانم آن زن بخت برگشته چندمین قربانی …