دانلود رمان جنون دو جانبه از مهسا بهادری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، ترسناک، طنز
تعداد صفحات : ۱۱۶
خلاصه رمان:
داستان این رمان درباره پسری به اسم آراد که چند سال پیش بیماری روانی داشت توی تیمارستان بستری بود. با خانوادش مشکل جدی داره و از دار دنیا یه دایی تو خونواده براش مونده. بعد از بیرون اومدن از تیمارستان تلاششو میکنه و مهندس عمران میشه و تو یه شرکت مشغول به کار میشه در آمدش هم خیلی خوبه و کم کم به ثبات مالی میرسه. اون که داره زندگیشو میکنه بعد از یه مدت متوجه آزار و اذیت هایی از طرف یه قوم غریبه میشه و چون قبلا بیماری داشته اوایل کسی حرفاشو باور نمیکنه فکر میکنن دوباره دیوونه شده …
قسمتی از داستان جنون دو جانبه :
ضربهی محکمی پشتم خورد که از درد کبود شدم و نفسم گرفت. هر هر اهورا بلند شد. اما من واقعا دردم گرفته بود و نمیتونستم نفس بکشم سامان سریع متوجه شد اومد ابروش و درست کنه زد چششم کور کرد تند تند میزد پشتم که نفس بکشم و انقدر محکم میزد که نزدیک بود از درد داد بکشم.
با هر بدبختی ای بود دستشو کنار زدم و نفسی راست کردم. -الهی چلاق شه اون دستاتون چراانقد محکم میزنین چتونه؟ هر سه شون شبیه علامت تعجب شدن. مهراد: من شاهدم انقدری محکم نزدن که توی پوست کلفت دردت بگیره سامان نگاهی بهم انداخت و طی یه حرکت انتحاری پیرهنمو داد بالا
و مشغول وارسی پشتم شد. اما طولی نکشید آه از نهاد هر سه شون بلند شد. سریع پرسیدم: چیشده؟ اهورا: کبود شده لابد از دیشبه. اعصابم داغون شد. گوش تا گوش سرخ شدن. اهورا و مهراد که فهمیدن یه چیزی هست زل زدن به سامان، سامان هم که خدا خیرش بده نه گذاشت نه برداشت همه
چیزو گذاشت کف دست اینا جوری به من زل زدن که انگار من جنم و روبه روشون نشستم. اهورا: يني الآن به جن تو بدنته؟ سامان: وای خدا چرا تخیلات شماها انقدر قویه نه این یه حدسه که شاید یه جن داره اذیتش میکنه. اهورا: سرچه موضوعی؟ و سوالی به من خیره شد. -نمیدونم یادم باشه …