رمان ایرسای وجودم اثر معصومه نوروزی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها
داستان درباره دختری به نام سئویل است که نامزدش او را در روز عروسیاش ترک کرده و بعد از آن شب، نیش کلام اطرافیان، او را به یک آدم منزوی و گوشهگیر تبدیل کرده است. او دو سال است که از خانه بیرون نرفته و روزبهروز پژمردهتر میشود. توجه: (ایرسا در این رمان به معنی رنگینکمانه و ایرسای وجودم نیز رنگدهنده و امید دهنده تعبیر کردم.
شاید براتون اتفاق افتاده که روزی فکر کنید، به آخر خط رسیدید و دیگر نمیتوانید از طلوع خورشید لذت ببرید. دیگر هیچ امیدی برای ادامه ی زندگی خود نداشته باشید و حس تهی و پوچی بر شما غالب شده باشد. حس کنید درون یک فیلم سیاه و سفید زندانی شده باشید و حال خودتان هم از دیدن این همه بیرنگی بهم بخورد. ولی یهو از بین این همه حس منفی و تاریک، رنگین کمانی با طیف های مختلفی از رنگ، به هر قسمت زندگی شما رنگ جدیدی ببخشد و شما دستانی را مقابل خود ببینید که هر کدام برای کمک و یاری شما به سمتتان شتافته اند.
روی زمین سرد نشستم و زانوهای خود را در آغوش کشیدم و به این فکر کردم که کجای کار اشتباه کردم؟ اصلا مگر چه کار کردم که همچون ظر ِف چینی شکسته شده ام و تکه های شکسته ام بعد از خرد شدن، دیگر قابل وصل شدن نیستند؟ مگر من جز خوبی و مهربانی برای سبحان کار دیگری کرده بودم که روز عروسی ترکم کرد و رفت؟ دو سالی بود که ذهن مخدوشم اصلا نمیتوانست این موضوع را درک کند. فهمیدن اینکه چرا سبحان در بهترین شب زندگیام ترکم کرد نیز مشکل بود. هر چقدر بیشتر فکر میکردم، کمتر به نتیجه میرسیدم یا بهتر است بگویم نتیجه ای نمیتوانسم بگیرم.
هنوز هم وقتی یاد نیش کلام عمه زلیخام میافتم قلبم میسوزد و اشک از چشانم فرو میریزد. چه حرف هایی که نشنیده ام. مادر خودم آنقدر سبحان را قبول داشت که صدها عیب روی من گذاشت تا سبحان را تبرئه کند و بگوید کار سبحان بیدلیل نبوده است ولی همین سبحانی که مادرم خیلی قبولش داشت، درست یک ماه بعد از بهم خوردن عروسیمان که من سه سال قبل آن تمام خواستگارهایم را به خاطر او رد کرده بودم و منتظر او بودم، کارت نامزدی او با دختر خاله اش ندا به دستمان رسید و ترک دوم نیش و زخم زبان ها شروع شد.