رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان ریسک از اکرم حسین زاده

رمان ریسک از اکرم حسین زاده با لینک مستقیم

دانلود رمان ریسک از اکرم حسین زاده

ژانر رمان : عاشقانه، معمایی

تعداد صفحات : ۳۶۰۹

خلاصه رمان:

نگاهش با دقت بیشتری روی کارت‌های در دستش سیر کرد. دور آخر بود و سرنوشت بازی مشخص می‌شد. صدای بلند موزیک فضا را پر کرده بود و هیاهو و سروصدا بیداد می‌کرد. با وجود فضای نیمه‌تاریک آنجا و نورچراغ‌هایی که مدام رنگ عوض می‌کردند، لامپ بالای میز، نور نسبتاً ثابتی برای افراد دور میز فراهم کرده بود. یکی گفت: آرادخان نوبت شماست! کمرش فشار مضاعفی به پشتی صندلی وارد آورد. لبش کمی کش آمد، نیاز به ریسک داشت. یا همه‌چیز یا هیچ‌چیز! کارت آسش را رو کرد و با ژست خاص خودش روی میز انداخت … “ادامه رمان ریسک در رمان پولاریس”

قسمتی از داستان ریسک :

تا باز شدن کامل در صبر نکرد، انگشت انداخت زیر گره کراوات و بازش کرد. طول کوتاه حیاط را پیمود و در ورودی را هم با همان بی حوصلگی باز کرد. سلامش به چند نفری که دور یک میز نشسته و در حال صحبت بودند خلاصه و کوتاه بود راهش را سمت اتاق خودش کج کرد دست به دستگیره در گرفته بود که صدای ظریف

دخترانه ای مخاطب قرارش داد. -شام خوردی؟ دست به در سمت دختر برگشت و نگاه کشید از سرتاپایش و گفت: مفتشی؟ نگاه دختر رویش خیره ماند و در حالی که سری تکان می‌داد به سمت آشپزخانه راه افتاد جوابش را گرفته بود. وارد اتاق شد و کتش را روی صندلی پرت کرد. بدون تعویض لباس خود را روی تخت انداخت.

بااینکه خوب میدانست خوابی درکار نیست چشم روی هم گذاشت فکر درگیرش مال امروز و دیروز نبودو امیدی هم به پایانش وجود نداشت با روشن شدن چراغ اتاق چشمان بسته اش را بیشتر روی هم فشرد. -شما حریم شخصی حالیته؟ از صدای قدم‌ها هم معلوم بود فرد مزبور چند گامی به سمتش برداشته است. -در باز بود.

بازویش را روی چشمانش قرار داد:در دیزی بازه. و حرفش را ادامه نداد صدای خنده‌ی کوتاه و مردانه همراه شد با نشستن لب تخت، نگاه چرخاند روی آراد گفت: چه خبر؟ اخمی بین دو ابرویش نشاند و دست از روی چشمانش کشید. -از این سکون و سکوت خوشم نمی‌آد. نگاهش چسبید به گوشه لب آراد و لبخندش بیشتر رنگ گرفت …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
نگاهش با دقت بیشتری روی کارت‌های در دستش سیر کرد. دور آخر بود و سرنوشت بازی مشخص می‌شد. صدای بلند موزیک فضا را پر کرده بود و هیاهو و سروصدا بیداد می‌کرد. با وجود فضای نیمه‌تاریک آنجا و نورچراغ‌هایی که مدام رنگ عوض می‌کردند، لامپ بالای میز، نور نسبتاً ثابتی برای افراد دور میز فراهم کرده بود. یکی گفت: آرادخان نوبت شماست! کمرش فشار مضاعفی به پشتی صندلی وارد آورد. لبش کمی کش آمد، نیاز به ریسک داشت. یا همه‌چیز یا هیچ‌چیز! کارت آسش را رو کرد و با ژست خاص خودش روی میز انداخت ... "ادامه رمان ریسک در رمان پولاریس"
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ریسک
  • ژانر
    عاشقانه، معمایی
  • نویسنده
    اکرم حسین زاده
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    ۳۶۰۹
خرید کتاب
45,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 15,083 بازدید
  • 45,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.