دانلود رمان یکاگیر از فاطمه محمودی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی
تعداد صفحات : 1550
خلاصه رمان :
ارمغان، تکنسین اتاق عمل که طی یه اتفاق مرموز از یک دختر خانواده دوست و برونگرا، تبدیل به دختر درونگرا که روابط باز با مردها داره، میشه. این بین بیمار تصادفی توی بیمارستان توجهاش رو جلب میکنه؛ طوری که وقتی اونو چند روز بعد کنار خیابون میبینه سوارش میکنه و استارت آشناییش با هاتف زده میشه. اما این آشنایی فقط تا زمانی که..
قسمتی از داستان در یکاگیر:
در اتاق رست به شدت باز میشود و همین ارمغانی که میخواست در خواب فرو رود هوشیار میکند؛ پرستار بخش، زنی تقریباً مسن و قد بلند رنگ پریده اش به خوبی نمایان است. با لحنی ناخوش آیند ارمغان را مخاطب قرار میدهد. -پاشو… دکتر شهسوار گفتن مریض بد حال داریم؛ باید بره
اتاق عمل. هیچ کس اینجا با او رفتار خوبی ندارد؛ با وجود اینکه هیچ وقت به پر و پای هیچ کس نپیچیده و کارش را نیز به درستی انجام میدهد باز هم حس بد دیگران دلیل مشخصی ندارد. انگار کسی برای اولین بار از او متنفر شد و از آن به بعد دیگر همه عهد بستند تا از او خوششان نیاید.
پاهایی که روی صندلی مقابل گذاشته است را پایین میآورد؛ صداهای آن بیرون میگوید چیزی فراتر از مریض بدحال اتفاق افتاده و ارمغان جانی برای از جا بلند شدن ندارد انگشت کوچک پاهایش، در آن بوت های چرم اذیت میشوند؛ اصولاً باید دمپایی های سفید رنگش را پا میزد اما از وقتی
که آمده کاری به جز زل زدن به دیوار نکرده است. اتاق خلوت بوی مواد شوینده و ضدعفونی کننده، از همه مهمتر، خماری ای که جانش را در بر گرفته، برخاستن را سخت میکند اما میداند که باید برود؛ هر چقدر هم که این اتاق خالی از هر انسان و جنبنده ای به کامش خوش بیاید. از جا بلند شده و …