دانلود رمان آبان سرد از فاطمه خاوریان (سایه)
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 1827
خلاصه رمان :
دختری به اسم ماهک اعتمادی، بعد از فوت مادرش بخاطر بی پولی و آوارگی مجبور میشه توی هتل آبان شمس، جای مادرش کار کنه. این نزدیکی باعث میشه ماهک، دختر مغرور و بلند پرواز قصه، به خونهی آبان راه پیدا کنه و دست آخر از اعتمادش سواستفاده کنه و دست به دزدی بزنه و آبان…
قسمتی از داستان آبان سرد:
بدون مامان چه جوری زندگی کنم؟ بغض توی صدایش جیغ بنفش کشید: – من ُمردم مگه؟ حقیقت این بود همه ی ما مرده بودیم در این شهر سیاه و پر از دود و بی عدالتی! مژگان هم پا به پای مامان عطیه، کنار شوهر راننده اش، کار میکرد تا از پس هزینه ها بربیاید و من میفهمیدم زندگی برای آن ها هم
راحت نیست! –پاشو بریم زشته دارن میرن همه، بیا یه خوش امد بگو.از آغوشش جدا شدم و بیرون که رفت بلند شدم. شال مشکی ام را مرتب کردم و جلوی آیینه ایستادم. تمام حس ها و شوق ها از چشم هایم رفته بود. قاب عکس را از روی تخت برداشتم و روی میز گذاشتم. دلم برای خودم و
تنهایی ام سوخت اما، من همیشه قوی بودم. قوی اما بلند پرواز، قوی اما کمال گرا، قوی اما زیاده خواه شاید! مهمان ها که رفتند، تنها که شدیم، دورمان که خلوت شد. من ماندم و مژگان و ایرج ما ماندیم و خودمان. ما ماندیم و سکوت. ما ماندیم و یک خانهی بی سرپرست، بی سایهی سر، بی بزرگتر!
–مژگان بپوش بریم. ظرف حلوا را توی یخچال جا دادم و نیشخند زدم… همیشه به مامان عطیه میگفتم: این مژگانم چشم بازارو کور کرد با این شوهر گرفتنش! همیشه هم اخطار میداد غیب شوهرخواهرت را نکن این مرد توان درک موقعیت ها را هم نداشت! صدای آهسته مژگان را از بیرون شنیدم …