دانلود رمان خدیو ماه از مهدیه سیفالهی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : ۱۴۰۹
خلاصه رمان:
مهتاج نامدار نامزد مرد مرموز و ترسناکی به نام کیان فرهمند با فهمیدن علت مرگ ناگهانی و مشکوک مادرش، قدم در مسیری میگذارد که از لحظه به لحظهاش بوی مرگ و خون استشمام میشود؛ مِن جمله دشمنی او با کیان و آشناییاش با پدری که سالها از حضورش محروم بوده و همچنین، آشنایی با مردی عجیب و رمزآلود. خیانتی که رخ میدهد راز ترسناک پدری که برملا میشود، پاکی مادری که خدشهدار میشود، حضور مردی که تکیهگاه مهتاج میشود، صدایی که بریده میشود و… خونهایی که بیگناه ریخته میشود چه بر سر این قصه میآورند؟!
قسمتی از داستان خدیو ماه :
برای بار آخر مقنعه ام را درست کردم و کیفم را از روی تخت برداشتم به سمت در حرکت کردم که با دیدن خودم در آینه از حرکت ایستادم و به سمت آینه برگشتم. با دیدن آن صورتی که خیلی وقت بود که لبخندی واقعی به خود ندیده، اعماق قلبم به سوزش افتاد اولین روز از بودن در آن خانه آغاز شده
بود و من همچنان از بیخوابی و فکر و خیال زیاد، غمکدهای عظیم را در دلم پرورش میدادم. آن همه دردی که دیروز متحمل شده بودم و بی خوابی که در آن اتاق کشیده بودم، اجازهی چندین روز استراحت را برایم صادر کرده بود. فارغ از هر اتفاق افتاده و هر رنج کشیده، درست ساعت ۵:۳۰ صبح
بود که همه را پشت سر گذاشتم و برای چند صباحی خود را به دست آرامش ساختگی سپردم. تقه ای به در زده شد و به دنبالش صدای سوده آمد: آبجی! بیداری؟ مقنعه ام را جلوتر کشیدم و نگاهی اجمالی به لباس های فرم کاربنیام انداختم و پاسخ دادم: بیدارم. نفسی گرفتم و طبق عادتی که مامان
یادم داده بودم به نام خدایی گفتم و به سمت در رفتم. دستگیره را کشیدم و به صورت مهربانش لبخند زدم. -صبح بخير. لبخند دندان نمایی زد و نگاهی به سراپایم انداخت با همان نگاه کاوشگر به سمت صورتم برگشت. -چقدر خوشگل شدی! سلام. خنده ی بی صدایی کردم و دستی به شانه اش کشیدم …