دانلود رمان شوهر شایسته از م.ق.ترنج کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۶۴۰
خلاصه رمان:
رُز دختری از یه خانوادهٔ سنتی و مبادی آدابه، که بنا به دلایلی پدرش کمر همت میبنده به شوهر دادنش. رز که خونوادهش رو خیلی دوست داره، تصمیمی میگیره که نه سیخ بسوزه، نه کباب… یعنی نه عزیزانش رو ناراحت کنه و نه خودش تو چاه ازدواج بیفته! با خودش میگه حالا که شوهر اجباریه خودم پیداش میکنم و میافته دنبال کاندیدای همسری؛ یعنی هرچی جوون قدبلند و جذاب و پولدار میبینه انتخاب میکنه و نقشه میکشه تا تورشون کنه بیان خواستگاریش… اما از بازی روزگار غافله، وقتی اتفاقاتی دور از انتظاراتش میافته…
قسمتی از داستان شوهر شایسته :
وارد بازارچه میشم و بعد از گذروندن چند مغازه وارد کوچه خودمون میشم مزدای محسن با در باز وسط کوچهست و با دیدنش قلبم کوبشی سریع تر رو شروع میکنه کاش آقاجون خونه باغ رو میفروخت و از اینجا میرفتیم به تندی و بدون نگاه کردن به سمت خونشون ازش میگذرم. با کلید در حیاط
رو باز میکنم و فوری وارد میشم با دیدن درخت های بلند و سرسبزی باغچه ها نظرم عوض میشه و حاضر نیستم اینجا رو با هیچ کجای دنیا عوض کنم. حیاط آب پاشی شده ست مشخصه برادران حکمت هنوز تو خونه هستن و مشغول ناز خریدن از خانم های محترمشون با یه لبخند کشدار قد حیاط
رو طی میکنم و با دیدن حوض زیرآب زده و تمیز کلی کیف میکنم. در ساختمونمون بازه، با این حال بلند صدا میزنم: صابخونه… مهمون نمیخوای؟ و وارد میشم. هنوز دو قدم نرفتم که مامان با عجله سمتم میاد و بازوم رو میگیره. -چرا اینقدر دیر مادر من تو باید بیشتر از من دلت جوش بزنه.
با شگفتی نگاهش میکنم: سلام چیشده باز؟ تو رو خدا منو وارد بازیاتون نکنید. من رو میکشونه نزدیک سرویس و تند مقنعه رو از سرم برمیداره با اینکارش گردنم کشیده میشه و درد تو گردن و شونه هام میپیچه. -آخ… -تو رو خدا رزی… بازی در نیار بدو دوش بگیر بيا الاناست که پیداشون بشه …