دانلود رمان نامشروع از غزل ریاحی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه اجتماعی، انتقامی
تعداد صفحات : ۱۲۸۲
خلاصه رمان:
نامشروع روایت زندگی جانان است . جانانی که در مهمانی یکی از دوستانش توسط فردی ناشناس مورد دست درازی قرار میگیرد و این در حالیست که فقط چند هفته به عروسیش مانده است. زمانی همه چیز خراب میشود که متوجه بارداریش میشود و این تازه اغاز ماجراست …
قسمتی از داستان نامشروع :
بعد از آن روز، به همراه دیاکو تالاری رزرو کردیم و خانه ای در نزدیکی خیابان خودمان دیدیم کارهایمان سریع تر از آنچه که خیال میکردم پیش رفت. مامان و حاج بابا با شوقی فراوان جهیزیه ام تهیه میکردند و نوای خنده هایشان سمفونی غم انگیز روزهایم شده بود. صدای خنده هایی که شاید بر دل
هرکسی بنشیند اما برای من فقط بغض است و بغض… انقدر با بغض و اشک هایم جنگیده ام که حالا تبدیل به یک غدهی سرطانی شده است… غده ای که در تمام قلب و جانم رخنه کرده و دردش نفسم را میدرد. مثل بمبی شده ام که هر لحظه امکان منفجر شدنش وجود دارد . حساس شده ام. با کوچیک
ترین چیزی خشمگین میشوم. شب ها افکار منفی و هزاران ترس خوره ی جانم میشوند و من تنها میتوانم اشک بریزم و صدایم را در گلو خفه کنم… اواسط بهمن ماه است. سی و پنج از آن شب نحس گذشته و تنها پنج روز به عروسی پری و دو هفته به عروسی من و دیاکو مانده است. پری سخت
درگیر خرید است درست برعکس منی که تنها کنجی نشسته ام و غصه میخورم. مامان و دیاکو که حالم را میبینند، با نگرانی جویای احوالم میشوند و من هربار استرس را بهانه حالم میکنم. دیاکو دو روز بعد از خرید لباس عروسم دوباره به شهریار باز گشت اما برخلاف قبل هر روز تماس میگیرد…