رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان خانوم خلافکار من

رمان خانوم خلافکار من اثر مبینا ریحانه (آصفی) لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

داستان راجب پسریه که سن زیادی داره؛ با خیلی از مردم ارتباط داشته اما تاحالا دلبسته کسی نشده و عشق رو تجربه نکرده. به خاطر گذشته تلخش و زجرهایی که پدرش کشیده به سمت راه پر پیچ و خمِ انتقام قدم برمی‌داره. در کوچه پس کوچه‌های این حس سیاه، بالاخره نوری می‌بینه. اون عشقی خالصانه رو پیدا می‌کنه که رسیدش بهش، شاید فقط در دنیای آرزوها ممکن باشه….

تکه ای از رمان خانوم خلافکار من

صبح زودتر از همیشه از خونه زدم بیرون که برسام نمیبینم همین الانشم مطمعنم شک کرده ولی نباید بفهمه که منم خیلی اروم در واحدمو بستم. دکمه اسانسور زدم که دیدم درسته و برقاش روشنه خوشحال منتظرش موندم پاهام شکست از بس 6طبقه رو بالا پایین رفتم. به واحد برسام زل زدم چقدر این پسر تیز بودش اسانسور اومد و رفتم توش تا دکمه رو زدم و خواست درش بسته شه یهو دیدم در اسانسور خیلی سریع باز شد و برسام خودشو انداخت داخل اسانسور و نزدیکم شد.

با ترس چسبیدم به اسانسور این اینجا چیکار میکرد دیگه؟ هیچ راه فراریم نبود منی که از هیچ عالم و ادمی نمیترسیدم جدیدا حتی اگه پشه نر هم نزدیکم میشد قالب تهی میکردم … با دقت به تک تک اجزای صورتم خیره شد و اروم زمزمه کرد : باور نمیکنم که خودتی. دیگه انقدر عقب رفته بودم و به اسانسور چسبیده بودم که حس میکردم جزئی از اسانسورم ! ترسیده به چشمای عسلیش زل زدم . میخواستم چیزی بگم ولی فکم قفل کرده بود.

+ چرا از من فرار میکردی ؟ میدونی چقدر دنبالت گشتم ؟ اصلا اینهمه مدت کجا بودی ؟ با یاداوری اونهمه زجری که کشیدم اشک تو چشمام جمع شد. یهویی انگار که تعجب کنه گفت : اوینایی که هیچکی نمیتونست ناراحتیشو ببینه به همین راحتی داره اشک میریزه ؟ نکنه واقعا خوابم ؟ هه ! از چی خبر داشتی برسام ؟ از اون همه شکنجه که من متحمل شدم خبر داشتی ؟ از در به دری هایی که کشیدم ، آزارهایی که دیدم ، شکنجه هایی که شدم. با صدای خش داری گفت : با توعم دِ حرف بزن دیگه لعنتی …

وقتی دید جوابشو نمیدم داد کشید : با توعم دیگه جون به لبم کردی یه چیزی بگو. در همین حین اسانسور تو طبقه مورد نظر وایستاد که برسام دوباره دکمه رو زد برای طبقه .6 یه قطره اشک از چشمم ریخت بیرون که اروم گفتم : ولم کن فقط … نفس آسوده ای کشید و یهویی اخماشو کشید توهم و گفت : این همه مدت کجا بودی ؟ چرا از من فرار میکردی ؟ چجوری اومدی اینجا ؟ هنوز اثرات گریه تو صورتم پیدا بود که منم مثل خودش اخمامو کشیدم توهم و با صدای گرفته ولی اروم گفتم..

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
داستان راجب پسریه که سن زیادی داره؛ با خیلی از مردم ارتباط داشته اما تاحالا دلبسته کسی نشده و عشق رو تجربه نکرده. به خاطر گذشته تلخش و زجرهایی که پدرش کشیده به سمت راه پر پیچ و خمِ انتقام قدم برمی‌داره. در کوچه پس کوچه‌های این حس سیاه، بالاخره نوری می‌بینه. اون عشقی خالصانه رو پیدا می‌کنه که رسیدش بهش، شاید فقط در دنیای آرزوها ممکن باشه….
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    خانوم خلافکار من
  • ژانر
    عاشقانه، پلیسی
  • نویسنده
    مبینا ریحانه (آصفی)
  • صفحات
    1378
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,375 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.