دانلود رمان پاراهور از مرضیه یگانه کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۱۵۵۶
خلاصه رمان:
گمشده ای بودم در روزگار دور… که در تقدیرش نقطه ای روشن پیدا شد. تو آمدی اما نه با عشق… با حس اولین گناه که شیطان از بهشت رانده شد… تو آمدی با حس انتقام تا خطی نو از پایان به آغاز شوی. و آغاز شد عشقی که به پایانش رسید. من ماندم و تکیه بر گمان هایی که، تو بودی یا نه؟عشق بود یا انتقام. هنوز نمیدانم …
قسمتی از داستان پاراهور :
دو روز از تهدید هومن گذشت. از ترسم سعی میکردم در اتاقم بمانم تا مجبور به ملاقات اجباری با او نباشم. اما گاهی نمیشد. آخر هفته بود و مادر مهمان داشت. عزیز و آقا جان در راه بودند و مادر به همین مناسبت همه را دعوت کرده بود سمانه خانم هم مریض احوال بود و ناچاراً من تنها کمک آشپز
مادر بودم. تازه سه چهار روز از باز کردن گچ دستم میگذشت که اینهمه کار سرم ریخته بود، اما بدبختی من همین نبود که کاش بود، از بدبختی ام، شنبه با هومن، با دیو دو سر، با استادی عقده ای، کلاس داشتم و کنفرانس فصل دوم که تنها سه صفحه اش را به زور و زحمت فهمیده بودم. هومن و پدر
هم بعد از بحث دو روز قبل باهم سر سنگین بودند و تقریبا قهری بین پدر و پسر حاکم بود. وقتی کارهای آشپز خانه تمام شد، دستانم را شسته و رو به مادر گفتم: من برم سر درسم؟ -کجا؟! کلی کار دارم. -واای… نه… من شنبه یه فصل رو کامل باید کنفرانس بدم. مادر اخمی کرد که سهم من نبود: با هومن
کلاس داری؟ چون قول به لال بودن داده بودم، فقط سر تکان دادم که مادر بلند صدا زد: هومن. هومن توی سالن رو به روی تلویزیون نشسته بود که با صدای مادر، نگاهی به آشپزخانه انداخت و مادر بی مقدمه گفت: من کلی کاردارم… سمانه خانم هم که مریضه، نسیم که میگه کنفرانس داره …