دانلود رمان غربت تنهایی از مهسا فرخیان کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۷۳۴
خلاصه رمان:
ثنا دختری که در یک خانواده مذهبی بزرگ شده است؛ خانواده ای که یک وعده نمازشان قضا نمی شود اما طبق یک قانون نانوشته ثنا در میان اعضای خانواده طرد شده؛ این قانون در نهایت به دست کسی میشکند که یک روز فکرش را هم نمیکرد …
قسمتی از داستان غربت تنهایی :
بلاخره بعد از دو ساعت در اتاق باز شد و مادرش با سینی غذا وارد شد نگاهش که به تخت خالی افتاد چشمش را دور اتاق گرداند و به موجود ریزه میزهی کز کرده کنج اتاق خیره شد. -چرا اونجا نشستی مادر؟ بیا برات ناهار آوردم، محمد یاسین عصبانیه فعلا بیرون نیای بهتره. ثنا حتی نای بلند
کردن سرش را هم نداشت. از زور سر درد چشم بسته بود و پلک هایش را روی هم میفشرد تا کمی از دردش کاسته شود. نمیشنید مادرش چه میگوید برایش مهم هم نبود دیگر دوست نداشت کسی وارد آن حریم خصوصی و پناهگاهش باشد دلش میخواست سالها در آن اتاق بماند تا چشمش به
کسی نیفتد با آن سن کم زیادی خسته بود در دل خدا را شکر کرد که فردا جمعه بود و از شر مدرسه رفتن راحت است حداقل یک روز را میتوانست در تنهایی خودش غرق شود و به لطف مهر و محبت و علاقهی خانوادهش کسی سراغش را نمیگرفت. ساجده خانم با فکر خواب بودن ثنا سینی را روی
تخت گذاشت برای دخترش ناراحت بود اما معتقد بود رفتار های پسرانش در حق ثنا برادری و دلسوزیست، تا نبودن پدر بطور کامل بالای سرش او را بیبندو بار نکند در خیال خودش بعدها ثنا بابت این رفتارها از او و برادرانش تشکر میکند. ثنا به شدت خودش را تنها در بین یک خانواده ای از جنس غریبه میدید …