دانلود رمان به نام زن از مهدیس عصایی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 1624
خلاصه رمان :
به نام زن داستان زندگی مادر جوانی به نام ماهور است که در پی درآمد بیشتر برای گذران زندگی خود و دختر بیست سالهاش در یک هتل در مشهد به عنوان نیروی خدمات استخدام می شود. شروع ماجرای احساسی ماهور همزمان با آنچه در هتل به عنوان خدمات به مسافران خارجی عرضه میشود زندگی او را دچار اتفاقات جدیدی میکند…
قسمتی از داستان به نام زن:
بی خوابی شب گذشته چشمانم را به سوزش انداخته بود. حین قدم برداشتن عینکم را برداشتم و گوشهی چشمانم را کمی فشردم. نازی دست از خندیدن با پسرکی که جای بچهی نداشته اش به حساب میآمد برداشت و با لبخندی دندان نما برایم دست تکان داد. حال خندیدن الکی نداشتم. چند وقتی
بود کمتر می خندیدم و بیشتر در فکر فرو میرفتم. دست خودم نبود، رفتارهای ضد ونقيض ماهور سردرگمم کرده بود. هر دفعه حرف جدیدی می زد. مثل سابق منبع انرژی نبود. گاه به تلخی به رویم میتوپید و گاهی از پشت تلفن صدایش را بغضی غریب خش دار میکرد. عینک کائوچو فریم گردم را
به عادتی که از کودکی با من مانده بود با نوک انگشتم بالا دادم تا سرم را برای خوب دیدن بالاتر از حد معمول نگیرم دست سردم میان دستان صمیمی ترین دوست مادرم فشرده شد. به نگاه خندان پسرک لاغر و اشاره مستقیمش اهمیتی ندادم و از کنار ایما و اشاره نازی و اخمش بیحوصله گذشتم.
بیخبری از مادرم که گاهی به دلیل تفاوت سنی مان او را ماهور خطاب میکردم مغزم را به مرحله انفجار رسانده بود. هیچ فرضیه ای برای غیبت ناگهانی او نداشتم. دستی جلوی صورتم تکان خورد با ذهنی آشفته چشم از ردیف تونیکهای آویزان از رگال گرفتم. نازی با لبخندی که لثههای بلندش …