دانلود رمان قند سیاه از آذر یوسفی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، معمایی، راز آلود، هیجانی
تعداد صفحات : 3704
خلاصه رمان :
یزدان کیانی، مرد مقتدرو مرموزیه که به دنبال پیدا کردن قانتل همسرشه. کسی که به عنوان مقتول دستگیر شده، پسر عموشه اما یزدان خوب میدونه پسر عموش قاتل نیست. و برای همین به دنبال پیدا کردن قاتل اصلی میافته. سروین پایدار دختر جسورو باهوشیه که به تازگی با پسرعموی یزدان نامزد کرده و حالا با زندان افتادن علی، با یزدان همدست میشه تا قاتل اصلی رو پیدا کنند و علی رو نجات بدن. در پی معماهای حل نشدنی قتل همسر یزدان، سروین و یزدان به باند خطرناکی نفوذ میکنن و توی این راه رفاقتی دوست داشتنی بینشون شکل میگیره. رفاقتی که رنگ و بویی از عشق میده اما …
قسمتی از داستان قند سیاه:
من یزدانم. یزدان کیانی. مردی که صدای بلندش را کمتر کسی شنیده و دیوانگی اش را کمتر کسی دیده. اما امشب، امشب آنقدر روح و روانم آشفته شده و آنقدر نسیم اعصابم را به بازی گرفته که نتوانم خودم را کنترل کنم. مچش را چنگ میزنم و به سمت خودم میکشمش. همانطور که مچ
ظریفش میان انگشتانم فشرده میشود، از میان دندان های چفت شده ام میغرم: حرف مفت نزن. بیشتر از این نرو رو مخم نسیم وگرنه تضمین نمیکنم که نزدم تو دهنت! اگه تو بی آبرویی من نیستم. دعوایی داری، حرفی داری، مشکلی داری، همشو بذار برای خونه. نه اینجا! نه توی خونهی پدر و
مادر من! افسار پاره کرده و تهدید من انگار اثری ندارد که صدایش بالاتر میرود: اتفاقا باید همینجا حرف بزنم. باید خانوادتم بفهمن چه افکار کثیفی تو سرته. باید بفهمن چه فکری راجب زنت میکنی. فکر میکنی من با رفیقت در ارتباطم؟ آره؟ هه! این طرز فکرت راجب منه؟ راجب زنته که
تو این زندگی هیچی جز عشق نداده بهت؟ واسه همین تفکرات چندش آورته که چند وقته از من فرار میکنی؟ به خدا قسم که این زن دیوانه است! چطور میتواند انگشت اتهام را به سمت من بگیرد وقتی مقصر همه چیز خودش است؟ با صدای کنترل شده ای، خیره در چشمان دریده اش، میغرم …