دانلود رمان آیه های سیاه (جلد دوم) از سحر ممبنی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۳۶۸
خلاصه رمان:
آدم ها یکبار میآیند هزار بار می روند. مگر یک قلب چند بار می تواند شکافته شود؟! چند بار می تواند از یک حجم سنگین خالی شود و مثل توری که پاره شده همینطور آویزان بماند تا زمان، سوزن تیز و بی رحمش را بردارد کُند و پر حوصله کوک بزند زخمِ قلبی را که با هر وصله تنگتر می شود …
قسمتی از داستان آیه های سیاه :
فرزندش را در آغوش کشیده بود و اشک هایش از آن ناباوری بود که تا آخرین روزها رهایش نکرده بود. از ذوق از بوی خاص تن کودک که نرم بود و چسبیده بود به او و چشم هایش را باز نمیکرد از آن قدرتی که ماجان گفته بود و حالا در خودش احساس می کرد. شکوه را روی دستها گرفت به
عماد نشان داد و گفت: ببینش عماد. دست هایش میلرزید عماد با احتیاط نوزاد را از دستش گرفت بوسه ای به پیشانی اش زد و اورا به دست پدرش داد تا توی گوشش اذان بخواند. ماجان انگشت هایش را کشید روی پیشانی اکرم و زیر لب برایش دعا خواند عماد بسته ای را با خجالت به دستش داد و
زیر لب گفت: گریه نکن قربونت برم… امینه خانم زمزمه کرد: تو چقدر بزرگواری سید خدا! بعد رو کرد به ماجان و گفت: تو فامیل ما رسم اینه که اگر بچهی اول پسر بود بابا کادو بده به خانم. ماجان نگاه گرداند دور اتاق تنگ بیمارستان و لب برچید. اکرم انگشت هایش را روی جعبه فشار داد و امینه
خانم پلاک گردن آویزش را گرفت از زیر روسری بیرون آورد و گفت: این کادوی من سر تولد سید عارفمه. ماجان زیر لب چیزی گفت و نگاهش را دوخت به هدایت که با ذوق انتظار در آغوش کشیدن نوه اش را می کشید. اکرم تنهایی با او را میخواست، حتی برای دقایقی کوتاه احساس میکردم …