دانلود رمان کاتالپسی از زینت عزتی نژاد کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی، ترسناک
تعداد صفحات : ۳۹۸
خلاصه رمان:
ژینا دختری معمولی که همراه دوستاش به خونه های جن زده میرن… آخرین خونه ای که ژینا میره اتفاق های عجیبی براش میافته و در راه برگشتن تصادف میکنه… و ژینا به کما میره… ژینا در کما به حقایقی میرسه که زندگی اش رو تغییر میده …
قسمتی از داستان کاتالپسی :
به سمته اتاق ایلا رفتم از در رد شدم و وارد اتاق شدم ولی ایلا داخل اتاق نبود صدای آب میامد لابد رفته حمام. روی تختش دراز کشیدم و به چیزهایی که دیده بودم فکر کردم. چرا باید آن زن بچه اش را به آن مرد میداد؟ چرا ماهرخ دروغ گفت که یکی از بچه ها مرده و آن بچه را به شاهرخ داد؟
شاهرخ الان کجاست آن بچه چه کسی بود؟ چرا من و ایلا شبیه هم هستیم؟ چرا من که یک روح بودم تونستم هندزفری را بکشم؟ چرا در آن جنگل باید آن پسره جوان به ایلا کمک کنه؟ چرا صدایش انقدر برایم آشنا بود؟ چرا اسم ایلا را می دانست در صورتی که ایلا اسمش را نگفته بود؟ چرا اسمش
وریا بود یعنی همان پسر بچه بود؟ این ها سوالاتی بود که به آن ها فکر میکردم ولی هیچ جوابی برایشان نداشتم. پوف کلافهای کشیدم و با خودم گفتم: کاش سبحان الان اینجا بود. -فقط کافیه بلند بگی سبحان بهت احتیاج دارم تا به کمکت بیام. با خوشحالی سر جایم نشستم و گفتم: وای سبحان
خوشحالم که اینجایی. لبخندی زد و گفت: خب حالا چیکارم داشتی؟ سوال هایم را تک تک از او پرسیدم که گفت: خب از اونجایی که این ماموریت تو هستش باید خودت بفهمی و خودت معما رو حل کنی فقط یه چیز بهت میگم اسم مادره ایلا شهرزاد بوده و اینکه باید سر در بیاری که چرا اون بچه رو …