رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان بوی موهایت چند از آذین بانو رمان رایگان

رمان بوی موهایت چند از آذین بانو لینک مستقیم

دانلود رمان بوی موهایت چند از آذین بانو کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : 1129

رمان بوی موهایت چند

خلاصه رمان :  

همه افرادی که با او نسبت خونی نزدیک داشتند جمع شده بودند خانه شان. صدای همهمه و حرف هایشان تا اتاق خواب هم شنیده می‌شد. دوست داشت می‌رفت بیرون و تک تک شان را از خانه بیرون می‌کرد، اما می‌دانست با حضور پدری که حرف مردم برایش از هر چیزی مهم تر بود چنین اتفاقی غیر ممکن بود. مادرش طبق معمول همیشه اول در را باز کرد سرش را داخل آورد و در نهایت پرسید: اجازه هست بیام تو؟ خنده اش گرفت. سر تکان داد: شما که تا اینجاش رو اومدی بقیه اش رو هم بیا دیگه. نگران دست‌هایش را به هم قلاب کرد …

قسمتی از داستان بوی موهایت چند:

با صدای ناله های معین چشم باز کرد. سرش را نزدیک دهان معین برد تا بلکه بتواند کلمات نامفهومی که می‌گوید را تشخیص دهد. هزیان می‌گفت، دست گذاشت روی پیشانی اش داشت می‌سوخت. معین چشم باز کرد و نا مفهوم گفته بود مامان. هرانوش را مادرش دیده بود هرانوش گیج و مات

نگاهش کرد. مادر معین سال ها قبل وقتی که معین نوجوان بودو هرانوش تازه به دنیا آمده بود از دنیا رفته بود. هرانوش غمگین نگاهش کرد. باید کاری می‌کرد. بی آنکه به درست یا غلط بودن کارش فکر کند گوشی همراه معین را برداشت و شماره هومن را گرفت. ساعت ۴ صبح بود و مطمئن بود آن

ساعت از شبانه روز هومن خوابیده است تنها کاری که به نظرش درست می آمد همان بود. امید نداشت به جواب دادن تا لحظه آخر اما زمانی که صدای خواب آلوده هومن پیچید توی گوشش انگار بهترین صدای دنیا را شنیده است. هومن معترض گفت:چته این وقته شب معین تو هیچ خواب نداری!

خوشحال با بغضی که داخل صدایش بود گفت: من هرانوشم. دختر عموی معین. سكوت هومن باعث شد دوباره بگوید: صدای منو دارید آقا هومن؟ تو رو خدا جواب بدید. تنها کسی که بهش دسترسی داشتم شما بودید نمی‌خواستم مزاحمتون بشم. هومن که خواب از سرش پریده بود نگران پرسید …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
همه افرادی که با او نسبت خونی نزدیک داشتند جمع شده بودند خانه شان. صدای همهمه و حرف هایشان تا اتاق خواب هم شنیده می‌شد. دوست داشت می‌رفت بیرون و تک تک شان را از خانه بیرون می‌کرد، اما می‌دانست با حضور پدری که حرف مردم برایش از هر چیزی مهم تر بود چنین اتفاقی غیر ممکن بود. مادرش طبق معمول همیشه اول در را باز کرد سرش را داخل آورد و در نهایت پرسید: اجازه هست بیام تو؟ خنده اش گرفت. سر تکان داد: شما که تا اینجاش رو اومدی بقیه اش رو هم بیا دیگه. نگران دست‌هایش را به هم قلاب کرد ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بوی موهایت چند
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آذین بانو
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    1129
خرید کتاب
13,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,233 بازدید
  • 13,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.