دانلود رمان چشم های تو از صدای بی صدا کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجباری، کلکلی
تعداد صفحات : 3213
خلاصه رمان:
زلال دختری که به خاطر عروسی و بی وفایی کسی که دوستش داره مجبور به ترک دیار میشه و ناچار به خونه دوستش میره در اونجا برای استخدام یه شرکت مراجعه میکنه که با کاوه پسر غد و مغروری همکار میشه که بدجوری با هم سرلج و دشمنی دارن اما یه اتفاقی این دو نفرو مجبور میکنه برای مدتی …
قسمتی از داستان چشم های تو:
دورهی دانشگاه لیلی بود و دوربینش! گاهی میگفت میخواد تغییر رشته بده بره عکاسی. گاهی هم میخواست برای ارشد عکاسی بخونه… اما همشون موند… عکس های لیلی با مرگ مادرش موند… نمیدونم اما دیگه دوربین رو دستش نگرفت. هست دیگه اونم یه گوشه خاک میخوره حالا نمیدونم. برم
دارن یا نه ولی بخاطرش جای دیگهش نزدم. _پس امیدواری؟ _پسره تعریف کرد از کارم. اما چون جای دیگه کار نکردم یکم مردد موند. _نگفتی خودت قبلا عکاسی میکردی؟ یکم زل زد، پوزخند تلخی زد: نه! _چیزی خوردی تو راه؟ نه! گشنه ام نیست. بی توجه به حرفم سمت یخچال رفت اما تو همون
حالت گفت: یه زنگ به مامانت بزن نگرانه! این یعنی با مامان صحبت کرده، خبر داده رسیدم… تا جمعه عصر پیش لیلی موندم. با اصرار من با باباش من رو تا خوابگاه رسوندن. من هیچ وقت خوابگاه نمونده بودم اما لیلی دورهی کارشناسیش رو خوابگاه بود زیاد پیشش میرفتم اما اینکه چقدر طول
بکشه عادت کنم هیچ فکری نداشتم. لیلی سعی کرده بود یه جا نزدیک محل کاری که برام جور کرده بود بگیره، یه جای تر و تمیز و خوب بود. فعلا تو یه اتاق چهار نفره بودم. پولی برام نمونده بود که اتاق دو نفره یا تک نفره بگیرم. باید کار میکردم تا هم خیلی چیزها رو فراموش کنم و هم پولی که …