دانلود رمان اغیار از هانی
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 1114
خلاصه رمان :
نازلی ۲۱ ساله با اندوهی از غم به مردی ده سال از خود بزرگتر پناه میبرد، به سید محمد علی که….
قسمتی از داستان اغیار :
خیره به سقف کارهایی که باید انجام میداد را در ذهنش مرور کرد. قبل از هر کاری باید پولهای داخل حسابش را به حساب جدیدی انتقال میداد. بعید نبود نامی با حیله گری زیر پای پدرش نشسته و تمام حساب هایش را ببندد که مثلا به او سختی داده و به غلط کردن بی اندازدش. بعد هم باید
یک گوشی جدید میخرید و کار.. از همه شان مهم تر کار بود. اگر میخواست مستقل شود و از این کشور خارج شود نیاز به یک کار داشت تا روی پای خودش بایستد. کمی سختی میکشید و بعد رهایی را با پوست و استخوانش میکرد و تمام حسرت هایش را رنگ واقعیت میبخشید. سه سال پیش
را به یاد آورد تمام زحمات و شب بیداری هایش با یک «نه» قاطع به باد رفت. نامی درس و دانشگاه را برایش مناسب نمیدید و پدرش هم که گوش به فرمان و مطیع نامی بود. پوفی کرد و غلطی روی تخت زد. دستانش را زیر چانه اش گذاشت و خیره به خط های مشکی و سفید رو تختی چند
سال دیگرش را دید. جایی بیرون از این مرز و بوم در رشتهی مورد علاقه اش درس میخواند خانه کوچکی داشت احتمالا با یک هم خانه که کارها را نوبتی کرده بودند. قطع به یقین روزهایی که غذا پختن نوبت هم خانه اش هم او به اصرار مسئولیت غذا پختن را گردن میگرفت. عاشق آشپزی بود…