دانلود رمان چوب خط اوهام از نرگس عبدی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 3020
خلاصه رمان :
تو یه خونوادۀ سنتی باشی، تو نامزدی حامله شی، بعد تازه طرف هم بذاره و بره. خیلی حرفهآ. کی میخواد جواب داداشی که رگ غیرتش باد کرده رو بده؟ بد باهام بازی کرد. میتونست ادامه نده، اما تا حامله کردن من پیش رفت و این شروع ماجرای ماست …
قسمتی از داستان چوب خط اوهام:
ترس این کلمه سه حرفی به ظاهر مفلوک؛ بزرگترین قاتل بشریت است من ترسیدم ترسیدم از پس زده شدن ترسیدم از کنار گذاشته شدن. ترسیدم از نقل دهان چوب خط او نام خاله زنک ها شدن ترسیدم از ترحم نگاه فامیل ترسیدم و حالا داشتم جزای ترسم را توی حمام خانه برادرم پس میدادم با
عقی که زدم دل و روده ام همراه با زرد آب از دهانم بیرون زد کف دستانم را نهاده بودم کف حمام و اشک میریختم به خاطر وضع رقت انگیزم. از ترس اینکه کسی صدایم را بشنود به حمام اتاق داداش پناه برده بودم چه باید میکردم با این مهمان ناخوانده ای که باز هم حاصل ترس هایم بود؟ سرم را
محکم میان پنجه ام فشار دادم و مشت به شکمم کوبیدم گلویم از شدت عق زدن هایم به یک سوزش بی امان دچار گشته بود. مایع زرد رنگ روی سرامیک زرد رنگ راه گرفته بود و از دریچه حمام پایین میرفت باید هر چه سریع تر اینجا را ترک میکردم دیر رفتنم مصادف میشد با بدبختی هر چه تمام ترم.
دیشب داشتم به این میاندیشیدم ده عدد قرص آرامبخش میتواند آرامشی ابدی برایم به ارمغان بیاورد منتها باز هم ترسیدم اصلا مادرم ناف مرا با ترس بریده بود. باز شدن بی هوای در، حال بدی ام را تکمیل کرد طاها در حالی که صورت درهم کشیده بود قدمی داخل گذاشت. -چه وضعشه؟ خوبی؟